36

از طریق حضرت زهرا(س) عصمت اهل بیت در قرآن ثابت می شود

متن ذیل یادداشت آیت الله محمد علی جاودان است که سال ۹۰ در پایگاه اینترنتی تبیان منتشر شده است.

برای اثبات معارف شیعه در خصوص حضرت فاطمه (سلام‎الله‎علیها) بالاترین سند ما قرآن کریم است. مثلاا در آیه تطهیر، پیامبر روی سر اهل‎بیتش چیزی شبیه پتو انداخته و دعا کرده که هرگونه رجس و ناپاکی از آن‎‎ها دور شود. من معتقدم این آیه نازل شده برای حفظ حرمت صدیقه طاهره، چون بحث سوره احزاب درباره نساءالنبی است.
خداوند به آن‎‎ها می‎گوید که شما چون به پیامبر انتساب دارید، کار خوب و بدتان دو برابر حساب می‎شود. دقت کنید آیه گفته یا «نساء» النبی، نگفته «زوجات». حالا چرا می‎گوییم فاطمه زهرا در شمار نساءالنبی است؟

به‎دلیل آیه مباهله. وقتی پیامبر فرمود زنان‎تان را بیاورید و ما زنان‎مان را می‎آوریم، پیامبر حضرت زهرا را آورد. پس فاطمه زهرا طبق آیه مباهله (آل عمران/ ۶۱) از نساء نبی است و در سوره احزاب هم در مورد نساء نبی سخن گفته شده و آن‎‎ها مورد خطاب قرار گرفته‎اند که این کار را بکنید و این کار‎ها را نکنید.

اگر دنیا را می‎خواهید، پیامبر شما را ر‎ها می‎کند و این‎ها همه سخنانی است که با زنان معمولی ممکن است گفته شود، اما در میان این سخنان برای حفظ حرمت صدیقه طاهره که به‎دلیل آیه مباهله در شمار نساء نبی است، یک جمله گفته شده که به اصطلاح ما، جمله معترضه است و در آن از عصمت صدیقه طاهره و به مناسبت ایشان از عصمت همه اهل‎بیت سخن رفته است و از طریق ایشان عصمت اهل‎بیت ثابت می‎شود.

آیه مباهله هم بی‎نظیر است. می‎فرماید: «فقُلْ تعالوْا ندْعُ أبْناءنا و أبْناءکمْ و نِساءنا و نِساءکمْ و أنْفُسنا و أنْفُسکمْ ثُم نبْتهِلْ فنجْعلْ لعْنت‎الله علی الْکاذِبین‎» این‎جا در آیه سخن از کاذبین است: جمعی دروغ‎گو. ناگزیر در برابر این جمع راستگویان خواهند بود: جمع راستگو یعنی پیامبر، فاطمه زهرا، امیرالمؤمنین و حسنین به میدان مباهله می‎آیند. امام حسن در آن روزگار حدود پنج سالش بوده و سیدالشهدا تقریبا چهار سال داشته است.

واقعا این دو طفل چه حرفی برای گفتن داشتند که جزو صادقین قرار گرفته‎اند؟ پاسخ روشن است، حرف هر پنج نفر یکی بود. چه دلیلی بالاتر از این، برای آن‎که بگوییم حرف فاطمه (سلام‎الله‎علیها) عین حرف پیامبر است؟ پیامبر سخنگوی پروردگار است و اهل‎بیت مبلغان درجه اول آن. هر کسی غیر از اهل‎بیت مبلغ درجه دو محسوب می‎شود.
از سلمان و ابوذر گرفته تا مبلغان معاصر ما. مبلغ درجه اول باید معصوم باشد و حرفش با پیامبر فرقی نکند.

این شأن را ما فقط برای اهل‎بیت و در رأس آن‎‎ها فاطمه زهرا (سلام‎الله‎علیها) قائلیم. اتفاقا در تاریخ مواردی هم در این‎خصوص ذکر شده، مثلا وقتی قرار شد پیغام آیه برائت را پیامبر به حاجیان برساند، ایشان ابوبکر را مأمور کرد، اما جبرییل نازل شد و گفت: یا رسول‎الله! پیغام را به کسی بسپار که حرفش مثل تو باشد. پیامبر مأموریت را از ابوبکر گرفت و به مولا علی (علیه‎السلام) سپرد. مبلغ درجه اول یعنی این. کسی که هیچ‎کس نمی‎تواند کار او را انجام دهد. او در رأس جریان تبلیغ و تفسیر و حفظ و دین است.

مفسران هم باید در این خصوص دقت بیشتری کنند، مثلا وقتی به آیه اکمال دین می‎رسند، نباید سهل‎انگارانه عبور کنند. باید موشکافانه همه جوانب را ببینند و تفسیر کنند تا در روز قیامت شرمنده پیامبر و اهل‎بیتش نشوند. ما که می‎دانیم سر این آیه دعواست، پس باید با دقت اصول‎مان را از طریق آن ثابت کنیم. البته عده‎ای هم هستند که نمی‎خواهند حرف حق را قبول کنند، با ظهور سلفیت این نگاه بیمار تشدید شد. مثلا درباره آیه تطهیر می‎گویند: خب! پیامبر می‎خواهد اهل‎بیتش را به تقوا دعوت کند، این چیزی را ثابت نمی‎کند، غافل از این‎که چشمان خود را بر حقیقت بسته‎اند.

در چنین وضعی، وظیفه ما این است که با دقت تلاش کنیم. متأسفانه رسانه‎‎های ما درباره معرفی حضرت فاطمه (سلام‎الله‎علیها) به مردم کم‎کاری کرده‎اند. هنرمندان هم همین‎طور. خود ما هم مقصریم. من شاهد بوده‎ام که متأسفانه عده‎ای از ارداتمندان، در ایام فاطمیه عروسی گرفته‎اند. این از سر جهل است، نه عداوت. باید همه تلاش کنیم که با زبان‎‎های مختلف، معارف فاطمی را به مردم منتقل کنیم.