برهه پایگاه تخصصی تشیع

58

اسرار و فواید بسم الله الرحمن الرحیم

از امام علی (علیه‌السلام) روایت شده است: وقتی که بسم الله الرحمن الرحیم بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل شد، آن حضرت فرمود: اولین بار که این آیه بر حضرت آدم نازل شد فرمود: تا زمانی که فرزندان من این آیه را قرائت کنند از عذاب (الهی) در امان خواهند بود.[۱]

نور دل‌ها
بسم الله نور دل دوستان است، آیینه جان عارفان است، چراغ سینه موحدان است، آسایش رنجوران و مرهم خستگان است، شفای درد و طبیب بیمار دلان است.[۲]

سوگند مقدس
جابر بن عبد الله انصاری می‌گوید: هنگامی که بسم الله الرحمن الرحیم نازل شد، ابر به سوی مشرق گریخت و باد آرام گرفت و دریا طوفانی شد و حیوانات گوش فرا دادند و شیطان‌ها از آسمان رانده شدند و خدای متعال به عزت و جلالش سوگند یاد کرد که
بسم الله بر هر چه خوانده شد خداوند آن را با برکت گرداند.[۳]

درس اول
امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: چون حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) متولد شد به سرعت رشد کرد تا آن جا که در هفت ماهگی، مادرش دست او را گرفت و نزد معلم برد. در ابتدای تعلیم، معلم گفت: بسم الله الرحمن الرحیم و عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) آن را تکرار کرد… .[۴]

نامی شگفت
در کتاب تفسیر فاتحه الکتاب در بحث مربوط به بسم الله الرحمن الرحیم از مفاتیح الغیب نقل شده است که: یکی از خواص اسم الله جل جلاله این است که چون الف آن را حذف کنند لله باقی بماند و این هم مختص خدای سبحان است لله الامر من قبل و من بعد[۵] اگر لام اول لله را بیفکنند، له می‌ماند، آن نیز مخصوص حق تعالی است، زیرا غیر خدا مالکیت حقیقی ندارند له الملک و له الحمد[۶] و اگر لام له را حذف کنند، آن نیز بر ذات او دلالت دارد، مانند هو در قل هو الله احد[۷].[۸]

شهر رحمت
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: در بهشت شهری است به نام مدینه الرحمه که بی نهایت زیباست، هر که به آن رسید از زحمت رست و به رحمت پیوست. در آن شهر خانه‌ای است به نام بیت الجلال که درهای بسیار دارد و کلید درهای آن بسم الله الرحمن الرحیم است. چون بنده مؤمن بسم الله را با اخلاص بر زبان راند درها باز شود و از سوی خداوند ندا شود که مُلک این خانه و ولایت این شهر را به تو سپردیم.[۹]

سه هزار نام در سه نام
بعضی گفته‌اند: خدای متعال سه هزار نام دارد، هزار نام مخصوص فرشتگان مقرب است که آنان می‌دانند؛ هزار نام مخصوص پیامبران و نهصد و نود و نه نام مربوط به امت‌هاست. خدای سبحان از آن سه هزار نام یک نام را برای خود برگزیده و هیچ ملک مقرب و نبی مرسلی از آن خبر ندارد و این اسم را مخزون سر مکنون گویند.
از آن نهصد و نود و نه اسم که سهم امت‌هاست سیصد اسم در تورات ذکر شده است و سیصد اسم در زبور و سیصد نام در انجیل و نود و نه اسم در قرآن و چون امت محمد (صلی الله علیه و آله) بهترین امت‌هاست خداوند مجموع معانی آن سه هزار نام را در سه اسم خود که در بسم الله الرحمن الرحیم (= الله، رحمن، رحیم) وجود دارد به ودیعت نهاده و هر یک را به معنای هزار اسم خود قرار داده و به امت اسلام ارزانی داشته تا هر بنده‌ای که این اسم و معنای آن‌ها را بداند چنان باشد که تمامی نام‌های خداوند را خوانده و دانسته است.
دهندش ز هر خرمنی خوشه‌ای
بیابد ز هر گوشه‌ای توشه‌ای[۱۰]

بزرگ‌ ترین آیه
شخصی به امام کاظم (علیه‌السلام) عرض کرد: کدام آیه در کتاب خداوند بزرگ تر است؟ حضرت فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم[۱۱]

وصیت عارف
عارفی وصیت کرد بسم الله الرحمن الرحیم را بر کفن او بنویسند پرسیدند: این کار چه سودی دارد؟ گفت: چون قیامت بر پا شود و همه مردم از قبر برخیزند، گویم: پروردگارا! برای ما کتابی فرستادی و در عنوان و آغاز آن بسم الله الرحمن الرحیم ثبت کردی، امروز با عنوان کتاب خود با ما رفتار کن.[۱۲]

آثار رحمت الهی
خداوند صفات متعددی دارد ولی در تمام مواقع در کنار عبارت بسم الله ؛ الرحمن الرحیم را می‌آورد و خود را با این صفات یاد می‌کند. و حال آن که ممکن بود بگوید بسم الله العلیم الحکیم، بسم الله الجبار المنتقم و همچنین سایر صفات.
نکته مطلب، در جلب قلوب مردم از راه رحمت است. برای جمع آوری مردم هیچ نیرویی بهتر از رحمت ـ که موجد امید است ـ نیست. مردم وقتی امید پیدا کردند حرکت می‌کنند و امید از راه رحمت و بشارت میسر است. پیغمبری که می‌خواهد تمام طبقات مردم را جمع و آنان را امیدوار کند. باید قدرتی در اختیار داشته باشد که به وسیله آن در مردم روح امید ایجاد کند. بشارت و رحمت بهترین ابزار برای ایجاد امید است. از این رو می‌گوید: سبقت رحمته غضبه[۱۳] فضل و رحمتش بر غضبش سبقت دارد.
آوردن رحمن و رحیم در بسم الله باعث امیدواری و تجمع مردم بر گرد پیغمبر است، از این رو تمام مظاهر مختلف اسلام رحمت معرفی شده است، قرآن را هدی و رحمه للمؤمنین[۱۴] رسول را و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین[۱۵] واشداء علی الکفار رحماءبینهم[۱۶]برمی‌شمرد.[۱۷]

جاذبه آیه رحمت
یکی از مردم ژاپن که به اسلام گروید در بخشی از نامه‌اش می‌نویسد: بسیاری از مردم ما در ژاپن در واقعه هیروشیما و نابودی و مجروح و مقتول شدن هزاران انسان، حتی ادیان خود را از دست دادند زیرا این حمله وحشیانه از سوی کشوری به ما صورت گرفت که از خدا و از مسیح و مذهب دم می‌زد ـ یعنی آمریکا ـ جمعی از در گذشتگان آن فاجعه از نزدیکان خود من بودند لذا من از جنگ و خشونت نفرت دارم و به رحم و عدالت و احسان و ایمان به خدای رحیم و عادل کشش دارم… برای من بیان شد که نخستین آیه‌ای که بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله) نازل شد، بسم الله الرحمن الرحیم است که در آن دو بار از رحمت خداوند سخن به میان آمده است و یکصد و چهارده بار در قرآن تکرار گردیده و هر مسلمانی علاوه بر ضرورت قرائت آن در نمازهایش قبل از شروع هر کار باید بسم الله الرحمن الرحیم بگوید… و من برای همین امور حیاتی مسلمان شده‌ام.[۱۸]

زیان غفلت
عبد الله بن یحیی می‌گوید: به محضر امام علی (علیه‌السلام) مشرف شدم و هنگامی که خواستم بر روی تخت بنشینم پایه آن شکست و بر زمین افتادم و سرم آسیب دید.
حضرت امام علی (علیه‌السلام) فرمود: شکر خداوندی را که کفاره گناهان شیعیان ما را در دنیا قرار داد تا همین جا پاک شوند. عبد الله می‌‌گوید: عرض کردم: چه گناهی کرده‌ام که شکسته شدن سرم کفاره آن باشد؟ حضرت فرمود: وقتی که نشستی بسم الله نگفتی.[۱۹]

جامع ترین نام
در کتاب آیه شریفه بسمله در فرهنگ اسلامی آمده است: محققان و مفسران علوم قرآنی برای اثبات این نکته که کلمه جلاله الله همانا جامع ترین نام برای ذات احدیت است، به دلایلی استناد کرده‌اند که به چند نمونه آن اکتفا می‌شود:
۱ـ اسمای دیگر الهی غالبا به عنوان صفت برای کلمه جلاله الله به کار می‌رود بدون آن که کلمه جلاله الله به عنوان صفت برای دیگر اسمای الهی واقع شود به عنوان مثال صحیح است گفته شود: الله العالم ولی نمی‌توان گفت: العالم الله لذا در قرآن می‌خوانیم
ان الله سمیع علیم و نمی‌خوانیم: ان سمیعا علیما الله و….
۲ـ توصیف قدرت مطلقه حاکم بر نظام هستی با عنوان الله مخصوص مسلمانان جهان است و مذاهب دیگر از معبود حقیقی مسلمانان با همین نام یاد می‌کنند نه اسمای دیگر الهی.
۳ـ در مقام ابراز شهادتین و قبول اسلام و بیان توحید و یگانه پرستی باید گفت: اشهد ان لا اله الا الله و نمی‌توان گفت: اشهد ان لا اله الا العلیم یا الا الخالق، الا الرازق و….
۴ـ تبادر ذهنی. آدمی اصولا با شنیدن لفظ جلاله بدون قرینه شدن لفظ دیگری به یاد معبود و معشوق حقیقی می‌افتد. پس یک مسلمان با ذکر لفظ جلاله الله گویی تمامی اسما و صفات حضرت حق (جل و جلاله) را بیان نموده است چون که صد آمد نود هم پیش ماست.[۲۰]

برکات نام او
بسم الله الرحمن الرحیم: به نام او که زبان‌ها گویا شده به نام او، جان‌‌ها شیدا شده به نام او، بیگانه آشنا شده به نام او، زشت‌ها زیبا شده به نام او، کارهاهویدا شده به نام او، راه‌ها پیدا شده به نام او. به نام او که چشم‌ها گریان به نام او، دل‌های عارفان سوزان به نام او، سرهای والهان خروشان به نام او، تن‌های عاشقان پیچان به نام او.[۲۱]

دستور العمل
یکی از عارفان گفته است: هر که مشکلی دارد و از تدبیر و حل آن عاجز است در روز جمعه پس از ادای نماز عصر هیچ ذکری نخواند و با حضور قلب کامل دو نام رحمن و رحیم را ـ که مخصوص خدای سبحان است ـ به صورت ندا تا غروب آفتاب تکرار کند و پس از ان سر به سجده بگذارد و حاجتی که دارد از خداوند بخواهد، البته بر آورده شود.[۲۲]

شفای قیصر
قیصر روم به سر دردی شدید مبتلا شده بود که تمام پزشکان از درمان او عاجز ماندند. نامه‌ای به محضر امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) نوشت و گزارش حال خود را به آن حضرت عرض کرد.
امام علی (علیه‌السلام) کلاهی را نزد وی فرستاد و فرمود: آن را بر سر نهد تا شفا یابد. قیصر چون آن را بر سر گذاشت فورا شفا یافت و بسیار تعجب کرد. دستور دارد آن کلاه را بشکافند و ببینند داخلش چیست.
وقتی که آن را شکافتند کاغذی در آن یافتند که نوشته بود بسم الله الرحمن الرحیم قیصر روم دریافت که شفای او از برکت بسم الله بود و برای همین مسلمان شد.[۲۳]

آغاز نامه‌ها
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: پیش از اسلام، مردم در آغاز نامه‌های خود می‌نوشتند بسمک اللهم ـ پروردگارا! به نام تو ـ و چون آیه شریفه انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم [۲۴] نازل شد، از آن پس در ابتدای نامه می‌نوشتند: بسم الله الرحمن الرحیم.[۲۵]
* مرحوم علامه مامقانی رحمت الله علیه (متوفای ۱۳۵۱ق) در کتاب سراج الشیعه فی آداب الشریعه (ص ۱۷۹ ـ ۱۸۰) از نوشتن بسم الله به بهترین خط ممکن در صدر نامه‌ها به عنوان یک امر مستحبی یاد کرده است.[۲۶]

سرچشمه مهربانی‌ها
درباره تفسیر الرحمن الرحیم می‌خوانیم که: در آن اشاره‌ای است که نعت‌‌های سرشار و پراکنده ـ در دو جهان ـ تماما از خداوند است و برای اوست رحمت همگانی دنیا و رحمت ویژه عالم آخرت.
در روایت آمده است که: الرحمن همان (کسی) است که به روزی بندگانش شدیدا متمایل است و مواد روزیش را از آنان نبرد اگر چه آنان فرمانش نبرند. و علی (علیه‌السلام) فرمود (خداوند) رحیم است به بندگان مؤمن. و از رحمت اوست که صد رحمت آفرید و از آن، رحمت واحدی در همه آفریدگان قرار داد و با آن رحمت واحد، مردم به یکدیگر مهربان و دلسوزند.[۲۷]

سیره مشترک
ادب دینی شروع کار با نام خدا، تنها ره آورد پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) نیست، بلکه از طلیعه نامه حضرت سلیمان (علی نبینا و آله و علیه السلام) به ملکه سبأ بر می‌آید که سایر پیامبران نیز کارها و مکتوبات خود را با کلمه طیبه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ آغاز می‌کردند: قَالَتْ یَا أَیُّهَا المَلؤا إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ کِتَابٌ کَرِیمٌ * إِنَّهُ مِن سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ [۲۸] و از روایات اهل بیت (علیهم السلام) استفاده می‌شود که همه کتب آسمانی با مضمون این کریمه آغاز شده است[۲۹] و این سیره مشترک همه پیامبران الهی بوده است و در نامه کریمانه حضرت سلیمان (علی نبینا و آله و علیه السلام) نیز پس از نام خدا، دعوت به پذیرش توحید مطرح شده است: أَلَّا تَعْلُوا عَلَیَّ وَأْتُونِی مُسْلِمِینَ [۳۰] و نباید پنداشت که در این نامه توحیدی، سلیمان پیامبر نام خود را بر نام خدا مقدم داشته است: إِنَّهُ مِن سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ ؛ زیرا جمله نَّهُ مِن سُلَیْمَانَ ادامه سخن گزارشگر (ملکه سبأ) است، نه طلیعه نامه حضرت سلیمان.[۳۱]،[۳۲]

بسم الله در قرائت قرآن
الف: اول سوره‌ها: چون بسم الله در ابتدای همه سوره‌ها یکی از آیات قرآن است، هنگام تلاوت از اول سوره‌ها، گفتن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ واحب است. به جز سوره توبه (=برائت) که بدون بسم الله نازل شده است و نباید آن را در اول سوره برائت بخوانند.
ب: وسط سوره‌ها: در صورت شروع قرائت از وسط سوره‌ها، می‌توان بدون بسم الله یا با بسم الله شروع کرد. هر چند خواندن بسم الله الرحمن الرحیم فضیلت و ثواب زیادی دارد، ولی در وسط سوره برائت بهتر است بدون بسم الله و تنها با اعوذ بالله خوانده شود تا نشانه‌ای باشد از این که در ابتدای سوره برائت بسم الله وجود ندارد.[۳۳]
* کسی که قرآن می‌خواند از هر جای قرآن باشد، (اول، وسط و یا آخر سوره) قبل از گفتن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ مستحب است بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
ـ پناه می‌برم به خداوند از شیطان رانده شده ـ[۳۴]
خداوند متعال در سوره نحل به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ [۳۵] هنگامی که قرآن می‌خوانی، از شر شیطان مطرود به خدا پناه بر

علت تقدم اعوذ بالله بر بسم الله
سؤال: چرا اعوذ بالله را بر بسم الله مقدم داشتند؟
پاسخ: اعوذ بالله مثل صابونی است که با آن جامه‌های آلوده و چرکین را پاک می‌سازند؛ چون بنده عازم تلاوت‌ قرآن شود، دهان آلوده به نامشروعات باشد، چون اعوذ بالله گوید دهان و زبان او پاک شود و شایسته آن گردد که کلام احدی را بر زبان گذراند.[۳۶]

هنگام درماندگی
حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود: من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود: هر گاه به شدت در تنگنا قرار گرفتی و درمانده شدی بگو بسم الله الرحمن الرحیم و لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم که به برکت این کلمات، بلاها و آفت‌ها از تو دور گردد و از آن‌ها مصون و محفوظ بمانی.[۳۷]

آمرزش الهی
در کتاب تفسیر فاتحه الکتاب در بحث مربوط به بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ و آمرزش الهی و مهربانی او آمده است: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: روز قیامت بنده‌ای از اهل ایمان را حاضر کنند، به او خطاب شود ای بنده من! از نعمت من در معصیت استفاده کردی، هر چه نعمتم را بیشتر کردم تو بیش‌تر به گناه آلوده شدی.
بنده از خجالت معصیت سر به زیر می‌افکند. خطاب شود که ای بنده من! سر بردار که همان ساعت که معصیت کردی تو را آمرزیدم.[۳۸]
بنده‌ای دیگر را حاضر کنند که به خاطر زیادی گناهانش سرافکنده است و از خجلت گناه در درگاه الهی می‌گرید. به او خطاب شود: ای بنده من! آن روز که گناه می‌کردی و می‌خندیدی تو را (رسوا و) شرمسار نساختم، امروز که خجالت می‌کشی و گناه نمی‌کنی و زاری می‌کنی چگونه تو را عذاب کنم، گناهانت را بخشیدم و به تو رخصت ورود به بهشت دادم.[۳۹]

درسی از پیامبر (صلی الله علیه و آله)
روایت شده است: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آیه شریفه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ قرائت کرد و آن را بیست بار تکرار نمود تا در معناهای آن اندیشه کند، و ابوذر می‌گوید: رسول خدا یک شب این آیه شریفه را تلاوت نمود و تکرار کرد: إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُکَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ [۴۰]،[۴۱] (گر آن‌ها را مجازات کنی، بندگان تواند ـ و قادر به فرار از مجازات تو نیستند ـ؛ و اگر آنان را ببخشی، توانا و حکیمی.)

راه درمان یأس
برخی از بزرگان گفته‌اند: افتتاح سوره‌های قرآن با بسم الله و آغاز شدن کتاب خداوند با سوره فاتحه و قرار گرفتن بسم الله در ابتدای این سوره، دلیل قاطع است بر وسعت رحمت خداوند. دقت در همین امر بهترین و مؤثرترین درمان درد ناامیدی است. توجه به این مسأله که منشأ نزول قرآن همانا رحمت واسعه الهی است، مستلزم آن است که رهروان حقیقت در قبول امتثال امر الهی تعجیل کنند و از اکراه و سستی بپرهیزند تا امیدشان قوی‌تر گردد و ایمان و یقین داشته باشند که خداوند با قرار دادن بسم الله در آغاز قرآن و سوره فاتحه و توصیف ذات خود با رحمن و رحیم چگونه می‌شود که بر بندگان خود رحم نفرماید.
آورده‌اند که: سائلی بر در عمارتی با شکوه رسید و چیزی خواست، بر خلاف انتظارش چیز کمی به او دادند. تبری آورد و خواست آن بارگاه را خراب کند. پرسیدند: چرا چنین می‌کنی؟ به صاحب عمارت گفت: یا خانه مطابق عطایت بساز و یا این که فراخور عمارت و درگاهت عطا کن. این بخشش اندک با این در بزرگ نمی‌سازد.[۴۲]
وصیت پیر

وصیت پیر
پیری مرید را وصیت می‌کرد که اگر همه ملک موجودات به نام تو باز کنند، نگر تا بی توقیع[۴۳] بسم الله بدان ننگری که آن را وزنی نیست، و اگر جبرئیل و حمله عرش به چاکری تو کمر بندند تا سلطان این نام داغی از خود بر جانت ننهد بدان که آن را محلی نیست؛ هر جانی که عاشق‌تر بود او را اسیرتر گیرد، هر دل کخه سوخته‌تر بود رختش زودتر به غارت برد.[۴۴]

تمرین توحید
الف: کسی که می‌خواهد قومی را از آداب و عقاید غلطی نجات دهد باید جای هر یک از آداب و اخلاق باطل، عمل خوبی را ارایه کند. قبل از اسلام (برخی از) عرب‌های مشرک کارها را به نام بت‌ها شروع می‌کردند ـ باسم اللات و العزی ـ مکتب اسلام آمد تا بت را بردارد، برای اشباع حس عادت باید چیزی به جای آن بگذارد. بسم الله را گذارد که در تمام مواقع آن را بگویند.
ب: اسلام دین توحید است و تبلیغ توحید هنگامی به نتیجه کامل می‌رسد که همواره نام خداوند برده شود و دل‌های مردم رنگ توحید بگیرد. یکی از راه‌های حصول این نتیجه تکرار لسان است. از این رو اسلام بر بسم الله الرحمن الرحیم تأکید کرده و هر امری که شأنی دارد باید به نام خدا شروع شود. اثر این دستور، تمرین همیشگی توحید و روح خداپرستی در اجتماع است.[۴۵]

فرمان نجات
روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از قبرستان بقیع عبور می‌کرد، وقتی نزدیک قبری رسید به اصحابش فرمود: از این جا با عجله بگذرید. در وقت مراجعت چون به همان جا رسیدند، همراهان حضرت خواستند با عجله رد شوند اما رسول خدا فرمود: تعجیل مکنید.
اصحاب پرسیدند: مگر شما در وقت رفتن دستور ندادید از این جا به سرعت عبور کنیم؟ پیامبر فرمود: چرا؛ هنگام رفتن ما شخصی را در قبر عذاب می‌کردند و من طاقت نداشتم ناله و فریاد او را بشنوم، اکنون خدای متعال بر او رحمت فرستاد.
گفتند: یا رسول الله! دلیل عقوبت و رحمت او چیست؟ فرمود: او مردی فاسق و به دلیل فسق عذاب می‌شد. کودکی از وی باقی مانده بود و اکنون او را به مکتب فرستادند. معلم بسم الله الرحمن الرحیم را به آن کودک تعلیم داد و حودک آن را بر زبان آورد. خدای سبحان به فرشتگانی که پدر آن کودک را عذاب می‌کردند فرمود: از او دست بردارید، روا نیست که پدر را عذاب کنیم و پسرش در یاد ما باشد.[۴۶]

روزی ابلیس
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: شیطان به پیشگاه خداوند عرض کرد:
پروردگارا! برای تمامی مخلوقاتت روزی و وسیله زندگانی (خوردنی و آشامیدنی) قرار داده‌ای و هیچ یک از آنان را فروگذار نکرده‌ای، پس روزی من چیست؟ خدای متعال فرمود: آن چه نام من بر آن برده نشود (روزی توست).[۴۷]

شرط تأثیر
سر این که عبد کامل با بسم الله از امواج آتش گلستانی می‌آفریند و یا کشتی عظیمی را در طوفان سهمگین و بر روی امواجی کوه مانند سیر و سکون می‌دهد، آن است که خواسته‌ها و اراده‌هایش در مشیت حکیمانه الهی فانی شده است و نشانه این فنا آن است که جز خواست خدای حکیم، هیچ خواسته‌ای ندارد. البته چنین کاری از عهده بندگان و اولیای خاص خدا بر می‌آید، نه هر گوینده بسم الله.
بسم الله اگر از قلب موحدی کامل نشأت گرفت به اذن آفریدگار هستی می‌تواند بر عالم عینی تأثیر بگذارد… اگر کسی همانند پیامبران و امامان (علیهم السلام) به پایگاه رفیع ولایت بار یافت و در کارهای خیر نام خدا را بر زبان آورد و در عین رعایت نظام علت و معلول، هرگز به قدرت خویش و سایر اسباب و علل تکیه نکرد، بلکه تنها مؤثر مطلق در جهان را خدای سبحان دید، آن گاه آثار اسم اعظم در کنار بسم الله او ظهور می‌کند؛ چنان که عصا بادست موسی و انگشتر با انگشت سلیمانی مؤثر بود:
گر انگشت سلیمانی نباشد
چه خاصیت دهد نقش نگینی[۴۸]

تفسیر ادبی و عرفانی
در کتاب تفسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید ذیل آیه شریفه بسم الله الرحمن ا لرحیم آمده است:
نزد اهل عرفان: ب، بهاء خدا و سین سنای خدا و میم ملک خدا.
نزد اهل معرفت: ب، بهاء احدیت. سین سنای صمدیت، میم ملک الوهیت. بهاء او قدیم، سنای او کریم، ملک او عظیم، بهاء او با جلال، سنای او با جمال و ملک او بی زوال. بهاء او دلربا، سنای او مهر فزا، ملک او بی فنا.
نزد اهل ذوق: ب، برّ با اولیا، سین سر با اصفیا، میم منت بر اهل ولاء. ب، برّ او با بندگان، سین، سر او با دوستان، میم، منت او بر مشتاقان.
دنیا به نام خدا خوش است و عقبی به عفو او و بهشت به دیدار او. در دنیا اگرنه پیغام و نام خدا بودی، بنده را چه جای منزل بودی، و در عقبی اگر نه عفو و کرمش بودی، کار بنده مشکل بودی، در بهشت اگر نه دیدار دل افروز او بودی شادی درویش به چه بودی؟
خدایا! به نشان تو ببنندگانیم، به شناخت تو زندگانیم، به نام تو آبادانیم، به یاد تو شادانیم، به یافت تو نازانیم، مست از جام مهر تو ماییم، صید عشق در دام تو ماییم.
آغاز کتاب خدا بر نام الله و رحمن و رحیم از آن جهت است که همه معانی در آن سه نام جمع است و آن معانی سه قسم است: قسمی جلال و هیبت و آن در نام الله است، قسمی نعمت و تربیت و آن در نام رحمن است، قسمی رحمت و مغفرت و آن در نام رحیم است.
معنی دیگر آن است که در آن زمان که خداوند پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را به خلق فرستاد مردم سه گروه بودند: بت پرستان، جهودان، ترسایان. گروه نخست نام آفریننده را الله می‌دانستند و این نام در میان آنان مشهور بود، و این نام در میان آنان مشهور بود، گروه دوم نام او را رحمن می‌دانستند و در تورات مذکور، گروه سوم نام او را رحیم می‌دانستند و نزد آنان در انجیل معروف است.
این که آغاز به نام الله و بعد الرحمن و سپس رحیم شده جهت آن است که سر آغاز همه، آفرینش است و بعد قدرت و پرورش و سپس رحمت و آمرزش، یعنی که به قدرت بیافریدم و به نعمت بپروریدم و به رحمت بیامرزیدم.
پیر طریقت گفت: خداوندا! نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان و لطف تو ما را عیان. خداوندا! ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی و مؤمنان را گواهی، چه عزیز است آن کس را که تو می‌خواهی.[۴۹]

سید آیات
حضرت آیت الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم می‌فرمایند: در میان اسمای لفظی خدای سبحان، اسم مبارک الله، اسم جامع و اعظم است و سایر اسمای الهی با واسطه یا بی واسطه، زیر پوشش این نام مقدس است؛ مثلا اسم شافی که از اسمای جزئیه است زیر پوشش رازق و رازق تحت پوشش خالق و خالق زیر پوشش قادر و قادر زیر پوشش اسم جامع و اعظم الله است. بنابراین، اسم الله نسبت به نام‌های دیگر خداوند (که زیر پوشش آن است) اسم اعظم است و اگر آیه‌ای مشتمل بر اسم اعظم حق بود، سید آیات به شمار می‌رود و از این رو در برخی روایات، آیه کریمه بسم الله الرحمن الرحیم به گرامی‌ترین و بزرگ‌ترین آیه قرآن وصف شده است.[۵۰]

دشمنی تا کجا
فخر رازی از علمای بزرگ اهل سنت می‌گوید: حضرت علی (علیه‌السلام) بسم الله الرحمن الرحیم را با صدای بلند قرائت می‌کرد و چون حکومت و قدرت به بنی امیه رسید، آنان برای از بین بردن (روش و) آثار علی (علیه‌السلام) قرائت بسم الله الرحمن الرحیم را با صدای بلند منع کردند.
آن‌گاه فخر رازی می‌افزاید: من اتخذ علیا اماما لدینه فقد استمسک بالعروه الوثقی فی دینه و نفسه کسی که علی (علیه‌السلام) را امام و پیشوای دین و خود قرار دهد، در مورد انتخاب دینش و (هدایت) خودش به دستگیره محکمی چنگ زده است.[۵۱]

نقش عقیده
سید مرتضی (رحمه الله) در بغداد بود، از وسط بغداد رودخانه‌ای می‌گذشت و یکی از شاگردان او منزلش آن سوی رودخانه بود و چون می‌خواست به درس سید مرتضی بیاید باید صبر می‌کرد تا موقع صبح پل سیاری را بر روی رودخانه قرار دهند، هنگامی که پل را می‌انداختند و این شخص می‌آمد یا درس تمام می‌شد و یا مقداری از وقت آن می‌گذشت. این شاگرد به سید پیشنهاد کرد درس را دیرتر شروع کند.
سید مرتضی دعایی نوشت و گفت: این دعا را همراه خود داشته باش و هر وقت که پل بر روی رودخانه نبود از روی آب بیا، غرق نخواهی شد؛ اما این دعا را باز مکن و داخل آن را نگاه نکن. آن شاگرد چند روزی با همان دعا از روی آب رد می‌شد تا این که روزی با خود گفت: این دعا را باز کنم و ببینم در آن چه نوشته است. چون دعا را باز کرد دید نوشته: بسم الله الرحمن الرحیم، دوباره آن را پیچید و در جیب خود قرار داد (اما بسم الله در نظرش چیز مهمی نیامد و عقیده قبلی او سست شد) روز بعد همین که خواست از روی آب عبور کند به محض این که پا بر روی آب گذاشت پایش در آب فرو رفت و متوجه شد که دیگر نمی‌تواند از روی آب عبور کند.[۵۲]

بسمله
بسمله مصدر جعلی و مخفف بسم الله الرحمن الرحیم است. بسم اشاره به بسم از عبارت بسم الله الرحمن الرحیم است و له اشاره است به الله. در زبان عربی، بسمل یعنی بسم الله الرحمن الرحیم گفت. و بسمله بسم اللهالرحمن الرحیم گفتن است.[۵۳]

بهترین پناهگاه
حضرت علی (علیه‌السلام) در پاسخ سؤال پادشاه روم درباره تفسیر فاتحه الکتاب فرمود: اما سؤال تو از نام الله تعالی؛ در واقع، آن نامی است که در آن شفای هر دردی است و یار هر درمان.
و اما الرحمن همان پناه و پناهندگی است برای تمام کسانی که به او ایمان آوردند، و آن نامی است که غیر (خدای) رحمن، احدی به این اسم نامیده نشده است.
و اما الرحیم کسی که نافرمانی کرد و بازگشت و ایمان آورد و عمل صالحی به جای آورد، از رحمت و مهربانی او بهره‌ مند شد.[۵۴]

پیامبران و بسم الله
اول کسی که بسم الله الرحمن الرحیم بر او نازل شد حضرت آدم (علی نبینا و آله و علیه السلام) بود. آن‌گاه که بسم الله بر ابراهیم خلیل (علی نبینا و آله و علیه السلام) نازل شد به برکت آن، آتش نمرود بر ابراهیم سرد و سالم شد و او بر دشمن خویش پیروز گردید.
موسی به برکت این آیه لشکر فرعون و هامان را مقهور کرد و به پیروزی دست یافت.
آن‌گاه که بسم الله الرحمن الرحیم بر حضرت سلیمان نازل شد، همه مردم را حاضر کرد و این آیه را برای آنان خواند؛ همه شنیدند و شادی کردند و گفتند: ما شهادت می‌دهیم که تو به حق فرستاده خدایی.[۵۵]

درس‌های بسم الله
۱ـ بسم الله نشانگر رنگ و صبغه الهی و بیانگر جهت گیری توحیدی ماست.
۲ـ بسم الله رمز توحید، نام دیگران رمز کفر و نام خدا و دیگران نشانه شرک است.[۵۶] نه در کنار نام خدا نام دیگری را ببرند و نه به جای نام او نام دیگری را قرار دهید. معنای سبح اسم ربک این است که نام پروردگار نیز باید منزه باشد.
۳ـ بسم الله رمز بقا و دوام است و هر چه که رنگ خدایی نداشته باشد فانی است.[۵۷]
۴ـ بسم الله رمز آن است که مطالب سوره(های قرآن)، از مبدأ حق و مظهر رحمت نازل شده است.
۵ـ بسم الله رمز عشق به خدا و توکل به اوست.
۶ـ بسم الله رمز خروج از تکبر و اظهار عجز به درگاه خداست.
۷ـ بسم الله گام اول بندگی و عبودیت است.
۸ـ بسم الله رمز فراری دادن شیطان است. کسی که خدا را همراه داشت، شیطان در او مؤثر نمی‌افتد.
۹ـ بسم الله عامل قداست یافتن کارها و بیمه کردن آن هاست.
۱۰ـ بسم الله گفتن، نشان آن است که خدایا! من تو را فراموش نکرده‌ام.
۱۱ـ بسم الله گفتن، نشان آن است که خدایا انگیزه و هدفم تویی نه مردم، نه طاغوت‌ها و نه جلوه‌ها و نه هوس‌ها.
۱۲ـ بسم الله یعنی: تنها نام خدا؛ و استمداد من فقط از اوست و شاید معنای این که می‌گویند: تمام قرآن در سوره حمد، و تمام سوره‌ حمد در بسم الله و تمام بسم الله در حرف باء خلاصه می‌شود، این باشد که آفرینش هستی و هدایت و بازگشت آن، همه با استمداد از اوست. (والله العالم)[۵۸]

راه‌های نجات
در مفاتیح الغیب آمده است: عوامل وسوسه‌های شیطان در نفس انسان سه چیز است: شهوت، غضب و هوا. شهوت عامل حرص و بخل است. غضب منشأ تکبر و عجب است، و نتیجه هواپرستی، کفر و بدعت است.
خدای سبحان این سه اسم الله، الرحمن و الرحیم را ـ که در بسم الله الرحمن الرحیم است ـ فرستاده تا راه نفوذ این سه عامل وسوسه‌های شیطان (یعنی شهوت، غضب و هوا) را سد کند و آدمی را از گمراهی برهاند.
هر که بشناسد الله اوست، از فرمان هوای نفس سرپیچی کند و هر که بداند الرحمن اوست و ملک (و عظمت) از اوست، از غضب که منشأ عجب و تکبر است دوری کند و هر که بشناسد خداوند رحیم است از شهوت‌ها بپرهیزد و بر نفس خود ستم روا ندارد.[۵۹]

پندی از پیامبر (صلی الله علیه و آله)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نوشته‌ای را که بر روی زمین افتاده بود دیدند و از جوانی که همراه آن حضرت بود پرسیدند: در این نوشته چیست؟ جوان عرض کرد: بسم الله.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی که چنین کند (و به عمد و از روی بی احترامی بسم الله را بر زمین افکند) نفرین می‌شود؛ بسم الله را جز در جایگاه (مناسب) خودش قرار ندهید.[۶۰]

رمز شایستگی
روزی جمعی از فرشتگان به صورت غلامانی زیبا خدمت ابراهیم (علی نبینا و آله و علیه السلام) رسیدند. حضرت پنداشت که آن‌ها به مهمانی آمده‌اند، گوساله‌ای چاق بریان کرد و نزد آنان آورد و فرمود: بخورید به دو شرط: یکی آن که چون دست به طعام برید‌بسم الله گویید و دیگر: چون از خوردن فارغ شوید بگویید الحمدلله.
جبرئیل امین که در جمع آن فرشتگان حاضر بود گفت: یا ابراهیم! شایسته‌ای که خداوند تو را دوست خود گیرد و خلیل خود خواند.[۶۱]

حدیث قدسی
در حدیث شریف قدسی آمده است که خداوند متعال فرمود: من نماز را بین خود و بنده‌ام تقسیم کرده‌ام؛ نیمی از آن من است و نیمش از آن بنده‌ام. پس چون بنده گفت: بسم الله الرحمن الرحیم خدا گوید: بنده‌ام مرا یاد کرد. و چون بنده گفت: الحمد لله خداوند فرماید: بنده‌ام مرا سپاس گزارد و ستایش گفت. و این است معنی سمع الله لمن حمده. و چون گفت: الرحمن الرحیم خداوند گوید: بنده‌ام مرا تعظیم کرد. و چون گفت: مالک یوم الدین خدای گوید: بنده‌ام مرا تمجید کرد. و چون گفت: ایاک نعبده و ایاک نستعین خدا فرماید: این بین من و بنده من است. و چون گفت: اهدنا الصراط المستقیم خداوند می‌فرماید: این از آن بنده من است و بنده‌ام آن چه بخواهد از آن اوست.[۶۲]

الله
در تفسیر تسنیم در بحث مربوط به بسم الله الرحمن الرحیم ذیل لفظ جلاله الله آمده است: الله برترین نام از نام‌های ذات مقدسی است که هستی صرف و جامع و مبدأ همه کمالات وجودی و منزه از هر نقصی است و چون آن ذات اقدس جامع همه اسمای حسنی و صفات نیکوست، گفته می‌شود: الله اسم ذاتی است که جامع همه کمالات است.
این نام مبارک که از آن به لفظ جلاله یاد می‌شود در اصل اله بوده و همزه آن بر اثر کثرت استعمال حذف شده است و با پیوستن الف و لام به آن به صورت الله در آمده است…
اله به معنای مألوه یعنی معبود یا متحیر فیه است. مألوه بودن خدای سبحان از آن روست که همه عقل‌ها و دل‌ها درباره آن ذات اقدس متحیر و سرگردانند.
امام سجاد (علیه‌السلام) در زیارت امین الله به خدای سبحان عرض می‌کند: با خدایا! دل‌های خاشعان و خداترسان واله و حیران توست: اللهم إن قلوب المخبتین الیک و الهه.[۶۳] تحیر در ذات حق تعالی، تحیری ممدوح و زیباست. تحیر و سرگشتگی برای انسان راه نپیموده، رنج آور و برای سالک به مقصد رسیده شیرین و لذت بخش است.
تحیر انسان به مقصد نرسیده مانند تحیر رهگذر تشنه‌ای است که در دامنه کوه سرگردان است و به چشمه‌های آب کوهستان دسترسی ندارد، اما تحیر سالک و اصل همانند تحیر رهپویی است که با راهنمایی راه بلدی آشنا، چشمه‌ساران کوهستان را یافته، با مشاهده چشمه‌های فراوان، اکنون متحیر است از کدامین چشمه بنوشد و تن تب زده از عطش خود را به کدامین چشمه بسپارد.
این تحیر شورانگیز، ویژه ره یافتگان و واصلان است و از این رو رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مناجات خود با خدای سبحان عرضه می‌داشت:
بار خدایا! تحیرم را درباره ذات خودت افزون کن: رب زدنی فیک تحیرا و این همان تحیر ره یافتگان و واصلان است که در حیرتند که از کدام نام خدای سبحان تبرک جویند و از کدامین چشمه‌سار زلال فیض الهی بنوشند.[۶۴]

رحمن و رحیم
در کتاب تفسیر فاتحه الکتاب در بحث مربوط به بسم الله الرحمن الرحیم آمده است: رحمت رحمن به معنای روزی دادن است به نیک و بد و مؤمن و کافر که عمومی است، و رحمت رحیم به معنای آمرزش است که به اهل ایمان اختصاص دارد و در هر دو رحمت، معنای عافیت وجود دارد، یکی عافیت دنیوی و دیگری عافیت اخروی.
یکی از عارفان گفته است: خداوند، رحمان است به روزی دادن جانوران و رحیم است به آمرزش گناه مؤمنان. در روزی، به رحمانی او اعتماد کن نه بر کسب خود، اما کسب را رها مکن تا کاهل نشوی، و در مغفرت گناهان بر رحیمی او اعتماد کن نه بر عمل خود، اما عمل را ترک مکن تا غافل نشوی.[۶۵]

خطر خودبینی
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: در یکی از سفرهای عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) مردی که از اصحاب آن حضرت بود با او همسفر شد. در بین راه به دریایی رسیدند و خواستند از آن عبور کنند؛ حضرت عیسی با حالت یقین فرمود: بسم الله و بر روی آب راه رفت. همین که آن مرد دید عیسی بر روی آب راه می‌رود او نیز با یقین گفت:
بسم الله و بر روی آب راه افتاد تا به عیسی رسید، این جا بود که دچار خودبینی شد و گفت: این عیسی روح الله است که بر روی آب راه می‌رود من هم روی آب راه می‌روم، پس عیسی چه فضیلتی بر من دارد؟
عجب و خودبینی او سبب شد تا در آب فرو رود و از عیسی یاری بخواهد. حضرت دست او را گرفت و نجاتش داد. آن‌گاه پرسید: چه گفتی (که در آب فرو رفتی)؟ آن مرد سخنش را تکرار کرد و عرض کرد: خود بینی مرا گرفته بود. عیسی (علی نبینا او آله و علیه السلام) فرمود: خود را در جایی قرار دادی (و مقامی برای خود در نظر گرفتی) که خداوند تو را در آن جا نگذاشته است، به این دلیل خداوند بر تو غضب کرد، از آن چه گفتی توبه کن.
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: آن مرد توبه کرد و به همان رتبه‌ای که قبلا خداوند برایش قرار داده بود بازگشت. شما نیز تقوا داشته باشید و به یکدیگر حسد نورزید.[۶۶]

راه هدایت
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی که هنگام بیرون رفتن از خانهبسم الله بگوید، دو فرشته رقیب و عتید ـ که اعمال او را می‌نویسند ـ به او می‌گویند: هدایت شدی. در روایت دیگری آمده است که آن حضرت فرمود: فرشتگان به او گویند؛ به سلامت ماندی.[۶۷]

غذای کامل
غذایی که چهار خصوصیت داشته باشد کامل خواهد بود:
۱‌ـ حلال باشد.
۲ـ خورندگان آن زیاد باشند.
۳ـ بسم الله و نام خدای متعال در اول غذا ذکر شود.
۴ـ در پایان غذا الحمدلله گفته شود.[۶۸] پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

به نام او
بسم الله الرحمن الرحیم. به نام او که زینت زبان‌ها و یادگار جان‌ها نام او، به نام او که آسایش دل‌ها و آرایش کارها به نام او، به نام او که رَوح[۶۹] روح‌ها و مفتاح فتوح[۷۰]‌ها نام او، به نام او که فرمان‌ها روان و حال‌ها بر نظام[۷۱] از نام او.
بس قفل‌ها که به این نام از دل‌ها برداشته، بس رقم‌های محبت که به این نام در سینه‌ها نگاشته، بس بیگانگان که به وی آشنا گشته، بس غافلان که به وی هشیار شده، بس مشتاقان که به این نام دوست را یافته، هم یاد است و هم یادگار، به نازش می‌دار تا وقت دیدار.
گِل را اثر روی تو گُل پوش کند
آتش که شراب وصل تو نوش کند
جان را سخن خوب تو مدهوش کند
از لطف تو سوختن فراموش کند[۷۲]

نشانه‌های مؤمن
امام حسن عسگری (علیه‌السلام) فرمود: نشانه‌های مؤمن پنج چیز است:
۱‌‌ـ خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در هر شبانه روز (هفده رکعت نمازهای واجب، سی و چهار رکعت نافله‌های شبانه روز).
۲ـ خواندن زیارت اربعین امام حسین (علیه‌السلام).
۳ـ قرار دادن انگشتر در دست راست.
۴ـ پیشانی بر خاک نهادن.
۵ـ بسم الله الرحمن الرحیم را بلند خواندن.[۷۳]

رحمن و رحیم
الله برترین نام خدایی است که دارای همه کمالات وجودی است و الرحمن و الرحیم از صفات اوست که نشانه رحمت آن هستی بی پایان است؛ با این فرق که رحمان بر کثرت رحمت دلالت می‌کند و رحیم بر ثبات و دوام آن. پس رحمان خدایی است که رحمت فراگیرش همه چیز و همه کس را شامل می‌شود (مؤمن، کافر، دنیا و آخرت) و چنین رحمتی در برابر غضب نیست، بلکه غضب نیز از مصادیق آن است و اما رحیم خدایی است که رحمتی ویژه برای مؤمنان دارد و این رحمت در برابر غضب اوست. خدای سبحان، قرآن و نیز سوره را با نام خود می‌گشاید و بدین گونه، ادب شروع کار با نام خدا را به انسان‌ها، می‌آموزد.[۷۴]

احکام فقهی
قداست و برکت نام خدا منشأ اعتبار احکامی فقهی برای اسمای لفظی خدای سبحان شده است. برخی از این احکام عبارت است از:
۱ـ حرمت تنجیس و آلوده کردن آن.
۲ـ وجوب تطهیر، در صورت آلوده شدن.
۳ـ حرمت هتک آن، به هر نحو.
۴ـ حرمت مس آن بدون طهارت.
۵ـ ممنوع بودن جدال با آن (سوگند به صورت لا والله و بلی والله) در احرام عمره و حج.
۶ـ لزوم ذکر و تسبیح آن در رکوع و سجود نماز.
۷ـ اشتراط ذبح و تزکیه حیوان به ذکر آن.
۸ـ مشروط بودن حلیت صید به آن.
۹ـ احکام سوگند.
۱۰‌‌ـ استحباب شروع کار با ذکر آن.
برخی از این احکام از سنت معصومان (علیهم السلام) و برخی از قرآن کریم استفاده می‌شود؛ مثلا قرآن کریم هم ذکر نام خدا به هنگام ذبح حیوان را توصیه می‌کند: فاذکروا اسم الله علیها[۷۵]و هم از خوردن گوشت حیوانی که بدون ذکر نام خدا صید یا ذبح یا نحر شده است، منع می‌کند: وَلاَ تَأْکُلُواْ مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ [۷۶] اثر اسمای لفظی خدای سبحان به پایه‌ای است که حیوان پاک و حلال، اگر بدون ذکر نام آن کشته شود، مردار، حرام و آلوده می‌شود. پس نام خدا با نام‌های دیگر یکسان نیست تا ذکر و عدم ذکرش تفاوتی نداشته باشد و یا تنها نیت و خطور ذهنی آن کافی و سازگار باشد.[۷۷]

ماه دو هفته
اگر بنده مؤمن در حال احتضار بگوید بسم الله سختی‌های مرگ بر او آسان شود. اگر در قبر بگوید، خاک بر او روضه رضوان شود. در قیامت و رستاخیز بگوید، روشن چون ماه دو هفته تابان شود. قدم بر پل صراط نهد بگوید بسم الله آتش دوزخ از وی گریزان شود.[۷۸]
هنگام مشکلات

هنگام مشکلات
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی که مشکل و اندوهی برایش پیش آید و گرفتار شود و با اخلاص بسم الله الرحمن الرحیم گوید و به خداوند متعال توجه قلبی پیدا کند، یکی از دو چیز برایش حتمی است؛ یا در دنیا به حاجتش می‌رسد و مشکلش حل می‌شود و یا (پاداش او) نزد پروردگارش برای او آماده و ذخیره می‌شود و آن چه نزد خداست برتر و برای اهل ایمان ماندگارتر است.[۷۹]

در همه حال
خدای متعال به حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) وحی کرد: ای عیسی! من آیه امان را بر تو نازل کردم و آن بسم الله الرحمن الرحیم است، پس در شب و روز و در پنهان و آشکار و در نشستن و برخاستن و در خوردن و آشامیدن و در همه حالت‌هایت آن را قرائت کن و این کار را بر خود لازم بدان.[۸۰]

درسی از امام علی (علیه‌السلام)
امیر مؤمنان حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود: من هرگز به تُخَمَه (دردی که بر اثر خوراک سنگین ناگوار به انسان روی می‌آورد) گرفتار نشده‌ام. پرسیدند: چرا؟ حضرت فرمود:
لقمه‌ای به سوی دهانم نبردم مگر آن‌که نام خدا را بردم.[۸۱]

لزوم دو حُسن
آیت الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم در بحث مربوط به بسم الله الرحمن الرحیم می‌فرماید: آغاز کردن کار با نام خدا و ابتدای به اسم الله اشارتی لطیف و رمزگونه به لزوم حق بودن فعل و پاک بودن فاعل، یعنی جمع بین حسن فعلی و حسن فاعلی دارد.
بنابراین، کاری را می‌توان با نام خدا آغاز کرد که هم حسن فعلی داشته باشد و هم حسن فاعلی؛ یعنی، هم حق باشد و هم از قلب پاک و نیت خالص فاعل برخاسته باشد و اگر عملی فاقد هر دو حسن یا یکی از آن دو باشد، قابل شروع با نام خدا نیست و به مقصد نیز نمی‌رسد؛ زیرا کار باطل به باطل ختم می‌شود.
پس برای منتهی شدن کار به مقصد اصیل خود که حق است و مصونیت از نافرجامی که آفت فعل است، باید کار را با نام خدا و به حق آغاز کرد؛ از این رو خدای سبحان مسئلت ورود صادقانه به کار و خروج پیروزمندانه از آن را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌آموزد: أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ [۸۲] انسانی که با نام خدا وارد کاری شد و در حدوث و بقای آن نام را حفظ کرد، هرگز در بین راه نمی‌ماند: وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ[۸۳].[۸۴]

تفسیر امیرمؤمنان (علیه‌السلام)
مردی از امیرمؤمنان، علی (علیه‌السلام) پرسید: مرا از معنای بسم اللهالرحمن الرحیم آگاه کن! حضرت فرمود: براستی وقتی که کلمه الله را بر زبان آوردی، بزرگ‌ ترین نام (از نام‌های خدا) را گفته‌ای و آن اسمی است که غیر خدا شایسته نیست به آن نامیده شود و هیچ آفریده‌ای به این نام خوانده نشده است.
شخص دیگری پرسید: تفسیر الله چیست؟ علی (علیه‌السلام) فرمود: الله همان کسی است که همه آفریدگان، هنگام شداید و نیازمندی‌ها و ناامیدی‌ها و انقطاع از جمیع مخلوقات، به سوی او واله و شیدایند. سپس فرمود: در آغاز هر مطلب کوچک و بزرگی بگویید:
بسم الله الرحمن الرحیم که در واقع چنین گفته‌اید: بر این کار از خداوند استعانت و یاری می‌طلبم. خدایی که پرستش غیر او جایز نیست، خدایی که دادرس است رحمن است، چون با توسعه روزی بر ما رحمت آورد، رحیم است بر ما (در دنیا و آخرت).[۸۵]

کرامت استاد
یکی از شاگرادان شیخ مرتضی انصاری (رحمه الله) می‌گوید: چون از مقدمات علوم فارغ شدم برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفتم. در آن جا در مجلس درس شیخ حاضر شدم اما از مطالب درس هیچ نمی‌فهمیدم. بسیار متأثر بودم و به حضرت علی (علیه‌السلام) متوسل شدم. شبی در خواب خدمت آن حضرت رسیدم و امام (علیه‌السلام) بسم الله الرحمن الرحیم را در گوشم قرائت کرد.
صبح چون در مجلس درس حاضر شدم، درس را فهمیدم. کم کم جلو رفتم، پس از چند روز به جایی رسیدم که در مجلس درس اظهار نظر می‌کردم. روزی با استاد بزرگ، شیخ انصاری بسیار صحبت کردم و به بیانات او اشکال نمودم. آن روز پس از درس خدمت شیخ رسیدم. وی آهسته در گوشم فرمود: آن کس که بسم الله را در گوش تو خوانده است تا ولاالضالین را در گوش من خوانده این جمله را گفت و رفت. من از این قضیه بسیار تعجب کردم و فهمیدم که شیخ دارای کرامت است، زیرا تا آن وقت به کسی این مطلب (توسل به حضرت امیر (علیه‌السلام) و ماجرای بسم الله) را نگفته بودم.[۸۶]

آشناترین نام
در کتاب تفسیر فاتحه الکتاب در بحث مربوط به بسم الله الرحمن الرحیم آمده است: در قرآن کریم هیچ یک از اسمای حسنای الهی به تعداد اسم جلاله الله تکرار نشده است. در مجموع آیات قرآن با آن چه در بسم الله الرحمن الرحیم است لفظ جلاله الله دو هزار و هشتصد و هفت بار[۸۷] تکرار شده است. الله نام مقدسی است که در همه زبان‌ها وجود دارد و در میان همه طایفه‌ها مشهور است. کافر و مؤمن همه این نام را می‌دانند، ملحد این اسم را می‌شناسند، موافق و منافق آن را بر زبان می‌آورند، صالح و فاسق، حق تعالی را بدین نام می‌خوانند، وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ [۸۸] (= و اگر از آنان بپرسی چه کسی آن‌ها را آفریده، قطعا می‌گویند: خدا) هؤلاء شفعاؤنا عندالله[۸۹](= مشرکان می‌گویند: این‌ها شفیعان ما نزد خدا هستند) و مؤمنان معتقدند کرامتی که به آنان می‌رسد از الله است عند الله ثواب الدنیا و الآخره[۹۰] (= پاداش دنیا و آخرت نزد خداست) لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ [۹۱](= برای آنان درجاتی (مهم) نزد پروردگارشان است؛ و برای آن‌ها آمرزش و روزی بی نقص و عیب است).

قصرهای ناقص
یکی از اهل توفیق هر روز هزار بار سوره اخلاص قل هو الله احد می‌خواند اما بدون بسم الله الرحمن الرحیم. پس از مرگش او را در خواب دیدند و پرسیدند: خداوند با تو چه کرد؟ حالت چگونه است و کارت به کجا رسید؟ گفت: هر یک بار که سوره قل هو الله احد خوانده بودم ثواب آن را در بهشت برایم قصری بنا کرده بودند. اکنون که قصرها را دیدم نمی‌پسندم چون ناقص است.
پرسیدند: چرا قصرها ناقص است؟ گفت: به این دلیل که من در دنیا بسم الله الرحمن الرحیم را در آغاز سوره‌ها نمی‌خواندم.[۹۲]

راه نجات
حضرت نوح (علی نبینا و آله و علیه السلام) در آن طوفان شدید و عجیب که همه جا را آب فرا گرفته بود به خاطر استمداد از خداوند متعال و رسیدن به نجات، به یارانش دستور داد هنگام سوار شدن بر کشتی و در ساعت توقف آن نام خدا را بر زبان جاری کنند و در دل به یاد او باشند وَقَالَ ارْکَبُواْ فِیهَا بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ [۹۳] سر انجام، آنان از خطر در امان ماندند و به سلامت از کشتی پیاده شدند و خداوند متعال لطف و برکاتش را بر آنان نازل فرمود: قِیلَ یَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِّنَّا وَبَرکَاتٍ عَلَیْکَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَکَ [۹۴]
*حضرت نوح (علی نبینا و آله و علیه السلام) هنگام سوار شدن بر کشتی گفت: بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا و با نصف کلمه بسم الله الرحمن الرحیم نجات یافت، پس چگونه ممکن است کسی در تمام عمر خود بگوید بسم الله الرحمن الرحیم و از رحمت خداوند محروم شود.[۹۵]

پاک شدن گناهان
روایت شده است روز قیامت بنده را در پیشگاه الهی حاضر کنند و نامه عمل وی را که پر از گناه است به دست چپش دهند، هنگام گرفتن نامه طبق عادتی که در دنیا در وقت انجام کارها داشته است بسم الله می‌گوید و نامه را می‌گیرد و چون آن را می‌گشاید می‌بیند سفید است و از گناهانش چیزی در آن نوشته نشده است.
می‌گوید: در این جا چیزی نوشته نیست تا بخوانم. فرشتگان گویند: در تمام این نامه گناهان و اعمال زشت تو نوشته بود اما به برکت آن بسم الله الرحمن الرحیم که بر زبان جاری کردی گناهانت از بین رفت و خدای مهربان تو را عفو نمود.[۹۶]

سه پیام
بزرگان گفته‌اند: بنده سه حالت دارد:
۱ـ نیست بود و به هستی احتیاج داشت.
۲ـ هست شد و به اسباب بقا محتاج است.
۳ـ در قیامت به مغفرت نیازمند است. این سه مطلب در سه اسم الله، رحمن و رحیم ـ بسم الله الرحمن الرحیم ـ آمده است.
ای فرزند آدم! الله اوست، اندیشه کن که چگونه تو را از عدم به وجود آورد. رحمن اوست، بنگر که چگونه وسایل زندگانی تو را مهیا کرد. رحیم اوست، منتظر باش تا فردای قیامت ببینی که چگونه تو را در پناه عنایت خود در آورَد و پرده مغفرت بر گناهانت نهد.
ای فرزند آدم! به سه چیز محتاجی: به آفرینش و پرورش و آمرزش. معنی الله اشارت است بر آفرینش در ابتدا به قدرت الله خالق کل شیء[۹۷] مفهوم رحمن دلیل است بر پرورش به دوام نعمت و ان ربکم الرحمن[۹۸] مضمون رحیم خبر می‌دهد از آمرزش در پایان با مژده رحمت نَبِّىءْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ [۹۹].[۱۰۰]
پی نوشت :
[۱] – اسرار الصلوه (ملکی تبریزی)، ص ۲۲۶.
[۲] – کشف الاسرار، ج ۴، ص ۹.
[۳] – جامع الاخبار و الآثار (کتاب القرآن): ج ۲، ص ۷۵.
[۴] – امالی صدوق (رحمه الله): ص ۳۱۶، مجلس ۵۲ ـ سفینه البحار، ج ۱، ص ۵۸ (بجد).
[۵] – روم (۳۰) آیه ۴.
[۶] – تغابن: (۶۴) آیه ۱.
[۷] – اخلاص (۱۱۲) آیه ۱.
[۸] – تفسیر فاتحه الکتاب (با تعلیق و تصحیح آشتیانی) ص ۵۴ ـ ۵۵. نیز بنگرید به: منهاج النجاه فی تفسیر الصلوه، ج ۱،ص ۲۴۹ ـ ۲۵۰.
[۹] – کشف الاسرار و عده الابرار، ج ۹، ص ۲۱۶.
[۱۰] – تفسیر فاتحه الکتاب (با تعلیق و تصحیح آشتیانی) ص ۶۶ ـ ۶۷.
[۱۱] – رمز و راز بسم الله الرحمن الرحیم، ص ۱۰۷، (البرهان، ج ۱، ص ۴۲).
[۱۲] – منهج الصادقین، ج ۱، ص ۳۷.
[۱۳] – دعای جوشن کبیر، مفاتیح الجنان، ص ۱۴۸.
[۱۴] – نمل (۲۷) آیه ۷۷.
[۱۵] – انبیاء (۲۱) آیه ۱۰۷.
[۱۶] – فتح (۴۸) آیه ۲۹.
[۱۷] – پیام حوزه، ش ۲۳، ص ۵۵ ـ ۵۶ (تفسر سوره حمد، محمد تقی فلسفی).
[۱۸] – آیه شریفه بسمله در فرهنگ اسلامی، ص ۱۲۲.
[۱۹] – فاتحه الکتاب (تفسیر سوره حمد)، ص ۴۷ ـ ۴۸، البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۴۵، (با توضیحات بیشتر).
[۲۰] – آیه شریفه بسمله، در فرهنگ اسلامی، ص ۶۴ ـ ۶۵.
[۲۱] – کشف الاسرار و عده الابرار: ج ۵، ص ۲۹۸.
[۲۲] – تفسیر فاتحه الکتاب (با تعلیق و تصحیح آشتیانی): ص ۷۶.
[۲۳] – منهج الصادقین: ج ۱، ص ۳۸ ـ تفسیر ابوالفتح، ج ۱، ص ۲۴.
[۲۴] – نمل (۲۷)، آیه ۳۰.
[۲۵] – سفینه البحار: ج ۱، ص ۶۶۳.
[۲۶] – آیه شریفه بسمله در فرهنگ اسلامی، ص ۲۰.
[۲۷] – ر.ک: تفسیر فاتحه الکتاب، ص ۳۳ (علامه امینی رحمه الله).
[۲۸] – نمل (۲۷)، آیه ۲۹ ـ ۳۰ (ملکه سبا) گفت: ای اشرف! نامه پر ارزشی به سوی من افکنده شده * این نامه از سلیمان است و (آغاز آن) چنین می‌باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان.
[۲۹] – بنگرید به: نور الثقلین، ج ۱، ص ۶.
[۳۰] – نمل (۲۷)، آیه ۳۱، (توصیه من این است که نسبت به من برتری جویی نکنید و به سوی من آیید در حالی که تسلیم حق هستید).
[۳۱] -شایسته است در مکاتبات رسمی حکومتی نیز ذکر مبدأ و مقصد (از…به…) پس از آیه کریمه بسم الله قرار گیرد.
[۳۲] – تسنیم، ج ۱، ص ۲۹۸ ـ ۲۹۹.
[۳۳] – آشنایی با آداب تلاوت قرآن، ص ۳۶.
[۳۴] – همان، ص ۳۰ ـ ۳۱.
[۳۵] – نحل (۱۶)، آیه ۹۸.
[۳۶] – سیمای نماز در آثار آیت الله حسن زاده آملی، ص ۱۳۱.
[۳۷] – منهاج النجاه فی تفسیر الصلوه، ج ۱، ص ۲۳۶.
[۳۸] – گفتنی است که امید به مغفرت و رحمت الهی و شفاعت معصومان (علیهم السلام) نباید سبب شد که تا کسی به سوی گناه رود یا ترک گناهان را به تأخیر اندازد. در این جا ذکر داستانی است و آن این که عالم ربانی مرحوم یاسری از علمای محترم تهران می‌گفت: شاعری به نام حاجب شعری به این مضمون سرود که:
حاجب اگر معامله حشر با علی است
من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن(!)
شب هنگام امیر مؤمنان علی (علیه‌السلام) را در خواب دید در حالی که حضرت عصبانی و خشمگین بود به او فرمود: شعر خوبی نگفتی! حاجب عرض کرد: چه بگویم؟ حضرت فرمود: شعرت را این چنین اصلاح کن:
حاجب اگر معامله حشر با علی است
شرم از علی کن و کمتر گناه کن
تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۳۰۵
[۳۹] – تفسیر فاتحه الکتاب (با تعلیق و تصحیح آشتیانی) ص ۷۰ ـ ۷۱.
[۴۰] – مائده (۵) آیه ۱۱۸.
[۴۱] – محجه البیضاء، ج ۲، ص ۲۳۷ ـ ۲۳۸.
[۴۲] – منهاج النجاه فی تفسیر الصلوه، ج ۱، ص ۲۳۷.
[۴۳] – توقیع: نامه‌ها را به مهر شاهی یا بزرگان آراستن. (فرهنگ اشتقاقی).
[۴۴] – کشف الاسرار، ج ۵، ص ۱۶۴.
[۴۵] – پیام حوزه، ش ۲۳، ص ۵۵، (تفسیر سوره حمد، محمد تقی فلسفی).
[۴۶] – منهج الصادقین: ج ۱، ص ۳۶ ـ تفسیر ابوالفتوح، ج ۱، ص ۲۳.
[۴۷] – کنز العمال: ج ۱، ص ۴۴۴، ح ۱۹۱۷.
[۴۸] – تسنیم: ج ۱، ص ۳۰۳ ـ ۳۰۴، (با تلخیص).
[۴۹] – تفسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید: ص ۱ ـ ۲.
[۵۰] – تسنیم: ج ۱، ص ۳۰۷.
[۵۱] – هزار و یک نکته (آیت الله حسن زاده آملی): ص ۱۷۲ به نقل از: تفسیر کبیر فخر رازی، ج ۱، ص ۱۶۰، چاپ استانبول.
[۵۲] – داستان‌هایی از زندگی علما، ج ۱، ص ۱۵ ـ ۱۶.
[۵۳] – شنایی با آداب تلاوت قرآن: ص ۳۴ ـ معارف و معاریف، ج ۳، ص ۱۸۰، فرهنگ معین، (بسمله).
[۵۴] – تفسیر فاتحه الکتاب: (علامه امینی)، ص ۱۴۵.
[۵۵] – کشف الاسرار، ج ۲، ص ۴۰۳.
[۵۶] – حتی روع کردن کار به نام خدا و محمد (صلی الله علیه و آله) ممنوع است. (اثبات الهداه، ج ۷، ص ۴۸۲).
[۵۷] – کل شیء هالک إلا وجهه (قصص (۲۸) آیه ۸۸).
[۵۸] – تفسیر نور: ج ۱، ص ۱۵ ـ ۱۷.
[۵۹] – تفسیر فاتحه الکتاب: (با تعلیق و تصحیح آشتیانی)، ص ۶۸ ـ ۶۹.
[۶۰] – رمز و راز بسم الله الرحمن الرحیم: ص ۴۳، (جامع الأخبار و الآثار، کتاب القرآن، ج ۲، ص ۸۹).
[۶۱] – کشف الاسرار: ج ۲، ص ۷۱۱ ـ البصائر: ج ۱، ص ۲۳۱.
[۶۲] – آداب الصلوه: ص ۲۱۴.
[۶۳] – مفاتیح الجنان: زیارت امین الله، ص ۶۳۶.
[۶۴] – تسنیم: ج ۱، ص ۲۷۹ و ۳۰۹.
[۶۵] – تفسیر فاتحه الکتاب: (با تعلیق و تصحیح آشتیانی)، ص ۶۰ ـ ۶۱.
[۶۶] – اصول کافی: ج ۱، ص ۴۱۶ ـ ۴۱۷.
[۶۷] – آثار الصادقین: ج ۶، ص ۱۶۰ و ۱۶۲.
[۶۸] – خصال شیخ صدوق: ص ۲۰۵ ـ تفسیر البصائر: ج ۱، ص ۲۳۱.
[۶۹] – رَوح: راحت، آسایش، شادمانی.
[۷۰] – فتوح: حاصل شدن چیزی بی توقع آن.
[۷۱] – بر نظام: منظم.
[۷۲] – لطایفی از قرآن: (برگزیده از کشف الاسرار و عده الابرار)، ص ۱۵۴.
[۷۳] – المواعظ العددیه: ص ۱۶۶.
[۷۴] – تسنیم: (تفسیر قرآن کریم)، ج ۱، ص ۲۷۷.
[۷۵] – حج (۲۲): آیه ۳۶.
[۷۶] – انعام (۶): آیه ۱۲۱.
[۷۷] – تسنیم: ج ۱، ص ۳۱۳ ـ ۳۱۴.
[۷۸] – کشف الاسرار و عده الابرار: ج ۹، ص ۲۱۵.
[۷۹] – بحارالانوار: ج ۹۲، ص ۲۴۵.
[۸۰] – جامع الاخبار و الآثار (کتاب القرآن): ج ۲، ص ۶۳۴.
[۸۱] – الثقلان فی تفسیر القرآن: ص ۴۸.
[۸۲] – اسراء (۱۷) آیه ۸۰.
[۸۳] – طلاق: (۶۵): آیه ۲ ـ ۳.
[۸۴] – تسنیم: ج ۱، ص ۲۹۷.
[۸۵] – تفسیر فاتحه الکتاب: از امام حسن عسگری (علیه‌السلام) و پژوهشی پیرامون آن: ص ۲۱ ـ ۲۳.
[۸۶] – داستان‌هایی از زندگی علما: ج ۱، ص ۱۱۶ ـ ۱۱۷.
[۸۷] – این تعداد با آن چه برخی دیگر شمرده‌اند تفاوت دارد. طبق آن چه محمد فؤاد عبدالباقی در کتاب المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم آورده است، لفظ جلاله الله ۲۶۹۷ بار در قرآن تکرار شده است و دکتر رشاد خلیفه مصری می‌گویند: نام مقدس الله ۲۶۹۸ مرتبه در قرآن آمده است، اما دکتر محمود روحانی صاحب اثر المعجم الاحصایی یا فرهنگ آماری کلمات قرآن می‌گوید: با چندین بار شمارش مستقیم دریافتیم که لفظ جلاله الله ۲۶۹۹ بار در قرآن تکرار شده است، برای بار دوم و سوم با شمارش صفحه به صفحه دو مصحفی که لفظ جلاله الله را با رنگ قرمز و به طور کاملا مشخص چاپ کرده‌اند (که یکی از آن‌ها طبع استانبول بود) و بالأخره بار چهارم با شمارش لفظ جلاله الله در دو قرآن خطی (موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی) که لفظ جلاله الله را با طلا نوشته‌اند به همان عدد ۲۶۹۹ دست یافتیم. (بنگرید به آیه شریفه بسمله در فرهنگ اسلامی ص ۷۴ ـ ۷۷).
[۸۸] – زخرف (۴۳): آیه ۸۷.
[۸۹] – یونس (۱۰): آیه ۱۸.
[۹۰] – نساء (۴): آیه ۱۳۴.
[۹۱] – انفال (۸): آیه ۴.
[۹۲] – کشف الاسرار و عده الابرار: ج ۱۰، ص ۷۸.
[۹۳] – هود (۱۱): آیه ۴۱.
[۹۴] – همان: آیه ۴۸.
[۹۵] – منهاج النجاه: ج ۱، ص ۲۳۶.
[۹۶] – تفسیر فاتحه الکتاب (با تعلیق و تصحیح آشتیانی): ص ۷۴.
[۹۷] – رعد (۱۳): آیه ۱۶.
[۹۸] – طه (۲۰): آیه ۹۰.
[۹۹] – حجر (۱۵): آیه ۴۹.
[۱۰۰] – منهاج النجاه فی تفسیر الصلوه: ج ۱، ص ۲۳۴.