برهه پایگاه تخصصی تشیع

44

ترجمه فارسی سوره مائده

در مورد سوره “مائده” بیشتر بداینم :

سوره مائده پنجمین سوره ی قرآن است و به خاطر گفت و گو از مائده آسمانی و نزول آن به درخواست حواریون و یاران حضرت عیسی(ع)، مائده نامگذاری شده است. و از نظر حجم و کمیت از سوره‌های طوال و یکی از بزرگ‌ترین سوره‌های قرآن است.

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
ای اهل ایمان (هر عهد که با خدا و خلق بستید) به عهد و پیمان خود وفا کنید.(بدانید که) بهائم زبان بسته برای شما حلال گردید، جز آنچه (بعداً) برایتان تلاوت خواهد شد و جر آن صیدی که بر شما در حال احرام حلال نیست، همانا خدا به هرچه خواهد حکم کند. (۱)
ای اهل ایمان حرمت شعائر خدا (مناسک حج) وماه حرام را نگه دارید و متعرض هَدی و قلائد(قربانیان حاجیان، چه علامت دار و چه بدون علامت) نشوی و تعرض زائران خانه محترم کعبه را که در طلب فضل خدا و خشنودی او آمده اند حلال نشمارید؛ و چون از احرام بیرون شدید (می توانید) صید کنید. و ادوات گروهی که از مسجدالحرام منعتان کردند شما را بر ظلم و بی عدالتی وادار نکند، و باید با یکدیگر در نیکوکاری و تقوا کمک کنید نه بر گناه و ستم کاری. و از خدا بترسید که عِقاب خدا سخت است. (۲)
برا ی شما مومنان گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حیواناتى که به غیر نام خدا ذبح شوند، و حیوانات خفه‏ شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‏شدن از بلندى بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگرى مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده -مگر آنکه (بموقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید- و حیواناتى که روى بتها (یا در برابر آنها) ذبح مى‏شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبه‏هاى تیر مخصوص بخت آزمایى؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است -امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مایوس شدند؛ بنابر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم- اما آنها که در حال گرسنگى، دستشان به غذاى دیگرى نرسد، و متمایل به گناه نباشند، (مانعى ندارد که از گوشتهاى ممنوع بخورند؛) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (۳)
از تو سؤال مى‏کنند چه چیزهایى براى آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاکیزه است، براى شما حلال گردیده؛ (و نیز صید) حیوانات شکارى و سگهاى آموخته (و تربیت یافته) که از آنچه خداوند به شما تعلیم داده به آنها یاد داده‏اید، (بر شما حلال است؛) پس، از آنچه این حیوانات براى شما (صید مى‏کنند و) نگاه مى‏دارند، بخورید؛ و نام خدا را (به هنگام فرستادن حیوان براى شکار،) بر آن ببرید؛ و از (معصیت) خدا بپرهیزید که خداوند سریع الحساب است!» (۴)
امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده؛ و (همچنین) طعام اهل کتاب، براى شما حلال است؛ و طعام شما براى آنها حلال؛ و (نیز) آنان پاکدامن از مسلمانان، و آنان پاکدامن از اهل کتاب، حلالند؛ هنگامى که مهر آنها را بپردازید و پاکدامن باشید؛ نه زناکار، و نه دوست پنهانى و نامشروع گیرید. و کسى که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه مى‏گردد؛ و در سراى دیگر، از زیانکاران خواهد بود. (۵)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که به نماز مى‏ایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید! و سر و پاها را تا مفصل ( برآمدگى پشت پا) مسح کنید! و اگر جنب باشید، خود را بشویید (و غسل کنید)! و اگر بیمار یا مسافر باشید، یا یکى از شما از محل پستى آمده ( قضاى حاجت کرده)، یا با آنان تماس گرفته (و آمیزش جنسى کرده‏اید)، و آب (براى غسل یا وضو) نیابید، با خاک پاکى تیمم کنید! و از آن، بر صورت ( پیشانى) و دستها بکشید! خداوند نمى‏خواهد مشکلى براى شما ایجاد کند؛ بلکه مى‏خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید؛ شاید شکر او را بجا آورید! (۶)
و به یاد آورید نعمت خدا را بر شما، و پیمانى را که با تاکید از شما گرفت، آن زمان که گفتید: س‏خ‏نت را شنیدیم و اطاعت کردیم‏»! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید که خدا، از آنچه درون سینه‏هاست، آگاه است! (۷)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! همواره براى خدا قیام کنید، و از روى عدالت،گواهى دهید! دشمنى با جمعیتى، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگارى نزدیکتر است! و از (معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام مى‏دهید، با خبر است! (۸)
خداوند، به آنها که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، وعده آمرزش و پاداش عظیمى داده است. (۹)
و کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل دوزخند. (۱۰)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! نعمتى را که خدا به شما بخشید، به یاد آورید؛ آن زمان که جمعى (از دشمنان)، قصد داشتند دست به سوى شما دراز کنند (و شما را از میان بردارند)، اما خدا دست آنها را از شما باز داشت! از خدا بپرهیزید! و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند! (۱۱)
خدا از بنى اسرائیل پیمان گرفت. و از آنها، دوازده نقیب ( سرپرست) برانگیختیم. و خداوند (به آنها) گفت: «من با شما هستم! اگر نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یارى کنید، و به خدا قرض الحسن بدهید ( در راه او، به نیازمندان کمک کنید)، گناهان شما را مى‏پوشانم ( مى بخشم)؛ و شما را در باغهایى از بهشت، که نهرها از زیر درختانش جارى است، وارد مى‏کنم. اما هر کس از شما بعد از این کافر شود، از راه راست منحرف گردیده است. (۱۲)
ولى بخاطر پیمان‏شکنى، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم؛ و دلهاى آنان را سخت و سنگین نمودیم؛ سخنان (خدا) را از موردش تحریف مى‏کنند؛ و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند؛ و هر زمان، از خیانتى (تازه) از آنها آگاه مى‏شوى، مگر عده کمى از آنان؛ ولى از آنها درگذر و صرف‏نظر کن، که خداوند نیکوکاران را دوست مى‏دارد! (۱۳)
و از کسانى که ادعاى نصرانیت (و یارى مسیح) داشتند (نیز) پیمان گرفتیم؛ ولى آنها قسمت مهمى را از آنچه به آنان تذکر داده شده بود فراموش کردند؛ از این رو در میان آنها، تا دامنه قیامت، عداوت و دشمنى افکندیم. و خداوند، (در قیامت) آنها را از آنچه انجام مى‏دادند(و نتایج آن)، آگاه خواهد ساخت. (۱۴)
اى اهل کتاب! پیامبر ما، که بسیارى از حقایق کتاب آسمانى را که شما کتمان مى‏کردید روشن مى‏سازد، به سوى شما آمد؛ و از بسیارى از آن، (که فعلا افشاى آن مصلحت نیست،) صرف نظر مى‏نماید. (آرى،) از طرف خدا، نور و کتاب آشکارى به سوى شما آمد. (۱۵)
خداوند به برکت آن، کسانى را که از خشنودى او پیروى کنند، به راه‏هاى سلامت، هدایت مى‏کند؛ و به فرمان خود، از تاریکیها به سوى روشنایى مى‏برد؛ و آنها را به سوى راه راست، رهبرى مى‏نماید. (۱۶)
آنها که گفتند: «خدا، همان مسیح بن مریم است‏»، بطور مسلم کافر شدند؛ بگو: «اگر خدا بخواهد مسیح بن مریم و مادرش و همه کسانى را که روى زمین هستند هلاک کند، چه کسى مى‏تواند جلوگیرى کند؟ (آرى،) حکومت آسمانها و زمین، و آنچه میان آن دو قرار دارد از آن خداست؛ هر چه بخواهد، مى‏آفریند؛ (حتى انسانى بدون پدر، مانند مسیح؛) و او، بر هر چیزى تواناست.» (۱۷)
یهود و نصارى گفتند: «ما، فرزندان خدا و دوستان (خاص) او هستیم.» بگو: «پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات مى‏کند؟! بلکه شما هم بشرى هستید از مخلوقاتى که آفریده؛ هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، مى‏بخشد؛ و هر کس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات مى‏کند؛ و حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، از آن اوست؛ و بازگشت همه موجودات، به سوى اوست.» (۱۸)
اى اهل کتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتى میان پیامبران، به سوى شما آمد؛ در حالى که حقایق را براى شما بیان مى‏کند؛ تا مبادا (روز قیامت) بگویید: «نه بشارت دهنده‏اى به سراغ ما آمد، و نه بیم دهنده‏اى‏»! (هم اکنون، پیامبر) بشارت‏دهنده و بیم‏دهنده، به سوى شما آمد! و خداوند بر همه چیز تواناست. (۱۹)
(به یاد آورید) هنگامى را که موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! نعمت خدا را بر خود متذکر شوید هنگامى که در میان شما، پیامبرانى قرار داد؛ (و زنجیر بندگى و اسارت فرعونى را شکست) و شما را حاکم و صاحب اختیار خود قرار داد؛ و به شما چیزهایى بخشید که به هیچ یک از جهانیان نداده بود! (۲۰)
اى قوم! به سرزمین مقدسى که خداوند براى شما مقرر داشته، وارد شوید! و به پشت سر خود بازنگردید (و عقب گرد نکنید) که زیانکار خواهید بود!» (۲۱)
گفتند: «اى موسى! در آن (سرزمین)، جمعیتى (نیرومند و) ستمگرند؛ و ما هرگز وارد آن نمى‏شویم تا آنها از آن خارج شوند؛ اگر آنها از آن خارج شوند، ما وارد خواهیم شد!» (۲۲)
(ولى) دو نفر از مردانى که از خدا مى‏ترسیدند، و خداوند به آنها، نعمت (عقل و ایمان و شهامت) داده بود، گفتند: «شما وارد دروازه شهر آنان شوید! هنگامى که وارد شدید، پیروز خواهید شد. و بر خدا توکل کنید اگر ایمان دارید!» (۲۳)
(بنى اسرائیل) گفتند: «اى موسى! تا آنها در آنجا هستند، ما هرگز وارد نخواهیم شد! تو و پروردگارت بروید و (با آنان) بجنگید، ما همینجا نشسته‏ایم‏»! (۲۴)
(موسى) گفت: «پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان ما و این جمعیت گنهکار، جدایى بیفکن!» (۲۵)
خداوند (به موسى) فرمود: «این سرزمین (مقدس)، تا چهل سال بر آنها ممنوع است (و به آن نخواهند رسید)؛ پیوسته در زمین (در این بیابان)، سرگردان خواهند بود؛ و در باره (سرنوشت) این جمعیت گنهکار، غمگین مباش!» (۲۶)
و داستان دو فرزند آدم را بحق بر آنها بخوان: هنگامى که هر کدام، کارى براى تقرب (به پروردگار) انجام دادند؛ اما از یکى پذیرفته شد، و از دیگرى پذیرفته نشد؛ (برادرى که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!»(برادر دیگر) گفت: (من چه گناهى دارم؟ زیرا) خدا، تنها از پرهیزگاران مى‏پذیرد! (۲۷)
اگر تو براى کشتن من، دست دراز کنى، من هرگز به قتل تو دست نمى‏گشایم، چون از پروردگار جهانیان مى‏ترسم! (۲۸)
من مى‏خواهم تو با گناه من و خودت (از این عمل) بازگردى (و بار هر دو گناه را به دوش کشى)؛ و از دوزخیان گردى. و همین است سزاى ستمکاران! (۲۹)
نفس سرکش، کم کم او را به کشتن برادرش ترغیب کرد؛ (سرانجام) او را کشت؛ و از زیانکاران شد. (۳۰)
سپس خداوند زاغى را فرستاد که در زمین، جستجو (و کندوکاو) مى‏کرد؛ تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن کند. او گفت: «واى بر من! آیا من نتوانستم مثل این زاغ باشم و جسد برادرم را دفن کنم؟!» و سرانجام (از ترس رسوایى، و بر اثر فشار وجدان، از کار خود) پشیمان شد. (۳۱)
به همین جهت، بر بنى اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس، انسانى را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین بکشد، چنان است که گویى همه انسانها را کشته؛ و هر کس، انسانى را از مرگ رهایى بخشد، چنان است که گویى همه مردم را زنده کرده است. و رسولان ما، دلایل روشن براى بنى اسرائیل آوردند، اما بسیارى از آنها، پس از آن در روى زمین، تعدى و اسراف کردند. (۳۲)
کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمى‏خیزند، و اقدام به فساد در روى زمین مى‏کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‏برند،) فقط این است که اعدام شوند؛ یا به دار آویخته گردند؛ یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعکس یکدیگر، بریده شود؛ و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایى آنها در دنیاست؛ و در آخرت، مجازات عظیمى دارند. (۳۳)
مگر آنها که پیش از دست یافتن شما بر آنان، توبه کنند؛ پس بدانید (خدا توبه آنها را مى‏پذیرد؛ ) خداوند آمرزنده و مهربان است. (۳۴)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‏اى براى تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید! (۳۵)
بیقین کسانى که کافر شدند، اگر تمام آنچه روى زمین است و همانند آن، مال آنها باشد و همه آن را براى نجات از کیفر روز قیامت بدهند، از آنان پذیرفته نخواهد شد؛ و مجازات دردناکى خواهند داشت. (۳۶)
پیوسته مى‏خواهند از آتش خارج شوند، ولى نمى‏توانند از آن خارج گردند؛ و براى آنها مجازاتى پایدار است. (۳۷)
دست مرد دزد و زن دزد را، به کیفر عملى که انجام داده‏اند، بعنوان یک مجازات الهى، قطع کنید! و خداوند توانا و حکیم است. (۳۸)
اما آن کس که پس از ستم کردن، توبه و جبران نماید، خداوند توبه او را مى‏پذیرد؛ (و از این مجازات؛ معاف مى‏شود، زیرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (۳۹)
آیا نمى‏دانى که حکومت و فرمانروائى آسمانها و زمین از آن خداست؟ هر کس را بخواهد (و مستحق بداند)، کیفر مى‏کند؛ و هر کس را بخواهد و شایسته بداند، مى‏بخشد؛ و خداوند بر هر چیزى قادر است. (۴۰)
اى فرستاده (خدا)! آنها که در مسیر کفر شتاب مى‏کنند و با زبان مى‏گویند: «ایمان آوردیم  و قلب آنها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند! و (همچنین) گروهى از یهودیان که خوب به سخنان تو گوش مى‏دهند، تا دستاویزى براى تکذیب تو بیابند؛ آنها جاسوسان گروه دیگرى هستند که خودشان نزد تو نیامده‏اند؛ آنها سخنان را از مفهوم اصلیش تحریف مى‏کنند، و (به یکدیگر) مى‏گویند: «اگر این (که ما مى‏خواهیم) به شما داده شد (و محمد بر طبق خواسته شما داورى کرد،) بپذیرید، وگرنه (از او) دورى کنید!» (ولى) کسى را که خدا (بر اثر گناهان پى‏درپى او) بخواهد مجازات‏کند، قادر به دفاع از او نیستى؛ آنها کسانى هستند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک کند؛ در دنیا رسوایى، و در آخرت مجازات بزرگى نصیبشان خواهد شد. (۴۱)
آنها بسیار به سخنان تو گوش مى‏دهند تا آن را تکذیب کنند؛ مال حرام فراوان مى خورند؛ پس اگر نزد تو آمدند، در میان آنان داورى کن، یا (اگر صلاح دانستى) آنها را به حال خود واگذار! و اگر از آنان صرف‏نظر کنى، به تو هیچ زیانى نمى‏رسانند؛ و اگر میان آنها داورى کنى، با عدالت داورى کن، که خدا عادلان را دوست دارد! (۴۲)
چگونه تو را به داورى مى‏طلبند؟! در حالى که تورات نزد ایشان است؛ و در آن، حکم خدا هست. (وانگهى) پس از داورى‏خواستن از حکم تو، (چرا) روى مى گردانند؟! آنها مؤمن نیستند. (۴۳)
ما تورات را نازل کردیم در حالى که در آن، هدایت و نور بود؛ و پیامبران، که در برابر فرمان خدا تسلیم بودند، با آن براى یهود حکم مى‏کردند؛ و (همچنین) علما و دانشمندان به این کتاب که به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داورى مى‏نمودند. بنابر این، (بخاطر داورى بر طبق آیات الهى،) از مردم نهراسید! و از من بترسید! و آیات مرا به بهاى ناچیزى نفروشید! و آنها که به احکامى که خدا نازل کرده حکم نمى‏کنند، کافرند. (۴۴)
و بر آنها ( بنى اسرائیل) در آن ( تورات)، مقرر داشتیم که جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بینى در برابر بینى، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان مى‏باشد؛ و هر زخمى، قصاص دارد؛ و اگر کسى آن را ببخشد (و از قصاص، صرف‏نظر کند)، کفاره (گناهان) او محسوب مى‏شود؛ و هر کس به احکامى که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است. (۴۵)
و بدنبال آنها ( پیامبران پیشین)، عیسى بن مریم را فرستادیم در حالى که کتاب تورات را که پیش از او فرستاده شده بود تصدیق داشت؛ و انجیل را به او دادیم که در آن، هدایت و نور بود؛ و (این کتاب آسمانى نیز) تورات را، که قبل از آن بود، تصدیق مى‏کرد؛ و هدایت و موعظه‏اى براى پرهیزگاران بود. (۴۶)
اهل انجیل ( پیروان مسیح) نیز باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند! و کسانى که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمى‏کنند، فاسقند. (۴۷)
و این کتاب ( قرآن) را به حق بر تو نازل کردیم، در حالى که کتب پیشین را تصدیق مى‏کند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛ پس بر طبق احکامى که خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن! از هوى و هوسهاى آنان پیروى نکن! و از احکام الهى، روى مگردان! ما براى هر کدام از شما، آیین و طریقه روشنى قرار دادیم؛ و اگر خدا مى‏خواست، همه شما را امت واحدى قرارمى‏داد؛ ولى خدا مى‏خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید؛ (و استعدادهاى مختلف شما را پرورش دهد). پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید! بازگشت همه شما، به سوى خداست؛ سپس از آنچه در آن اختلاف مى‏کردید؛ به شما خبر خواهد داد. (۴۸)
و در میان آنها ( اهل کتاب)، طبق آنچه خداوند نازل کرده، داورى کن! و از هوسهاى آنان پیروى مکن! و از آنها برحذر باش، مبادا تو را از بعض احکامى که خدا بر تو نازل کرده، منحرف سازند! و اگر آنها (از حکم و داورى تو)، روى گردانند، بدان که خداوند مى‏خواهد آنان را بخاطر پاره‏اى از گناهانشان مجازات کند؛ و بسیارى از مردم فاسقند. (۴۹)
آیا آنها حکم جاهلیت را (از تو) مى‏خواهند؟! و چه کسى بهتر از خدا، براى قومى که اهل یقین هستند، حکم مى‏کند؟! (۵۰)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! یهود و نصارى را ولى (و دوست و تکیه‏گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیاى یکدیگرند؛ و کسانى که از شما با آنان دوستى کنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعیت ستمکار را هدایت نمى‏کند (۵۱)
(ولى) کسانى را که در دلهایشان بیمارى است مى‏بینى که در (دوستى با آنان)، بر یکدیگر پیشى مى‏گیرند، و مى‏گویند: «مى‏ترسیم حادثه‏اى براى ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزى یا حادثه دیگرى از سوى خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند! (۵۲)
آنها که ایمان آورده‏اند مى‏گویند: «آیا این (منافقان) همانها هستند که با نهایت تاکید سوگند یاد کردند که با شما هستند؟! (چرا کارشان به اینجا رسید؟!)» (آرى،) اعمالشان نابود گشت، و زیانکار شدند. (۵۳)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانى نمى‏رساند؛ خداوند جمعیتى را مى‏آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد مى‏کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگرى هراسى ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) مى‏دهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست. (۵۴)
سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند؛ همانها که نماز را برپا مى‏دارند، و در حال رکوع، زکات مى‏دهند. (۵۵)
و کسانى که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند؛ (زیرا) حزب و جمعیت خدا پیروز است. (۵۶)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! افرادى که آیین شما را به باد استهزاء و بازى مى‏گیرند -از اهل کتاب و مشرکان- ولى خود انتخاب نکنید۱ و از خدا بپرهیزید اگر ایمان دارید! (۵۷)
آنها هنگامى که (اذان مى‏گویید، و مردم را) به نماز فرا مى‏خوانید، آن را به مسخره و بازى مى‏گیرند؛ این بخاطر آن است که آنها جمعى نابخردند. (۵۸)
بگو: «اى اهل کتاب! آیا به ما خرده مى‏گیرید؟ (مگر ما چه کرده‏ایم) جز اینکه به خداوند یگانه، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه پیش از این نازل گردیده، ایمان آورده‏ایم. و این، بخاطر آن است که بیشتر شما، از راه حق، خارج شده‏اید.» (۵۹)
بگو: «آیا شما را از کسانى که موقعیت و پاداششان نزد خدا برتر از این است، با خبر کنم؟ کسانى که خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته، و مورد خشم قرار داده، (و مسخ کرده،) و از آنها، میمونها و خوکهایى قرار داده، و پرستش بت کرده‏اند؛ موقعیت و محل آنها، بدتر است؛ و از راه راست، گمراهترند. » (۶۰)
هنگامى که نزد شما مى‏آیند، مى‏گویند: «ایمان آورده‏ایم!» (اما) با کفر وارد مى‏شوند، و با کفر خارج مى‏گردند؛ و خداوند، از آنچه کتمان مى‏کردند، آگاهتر است! (۶۱)
بسیارى از آنان را مى‏بینى که در گناه و تعدى، و خوردن مال حرام، شتاب مى‏کنند! چه زشت است کارى که انجام مى‏دادند! (۶۲)
چرا دانشمندان نصارى و علماى یهود، آنها را از سخنان گناه‏آمیز و خوردن مال حرام، نهى نمى‏کنند؟! چه زشت است عملى که انجام مى‏دادند! (۶۳)
و یهود گفتند: «دست خدا (با زنجیر) بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهى) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، مى‏بخشد! ولى این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیارى از آنها مى‏افزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنى افکندیم. هر زمان آتش جنگى افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و براى فساد در زمین، تلاش مى‏کنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد. (۶۴
و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، گناهان آنها را مى‏بخشیم؛ و آنها را در باغهاى پرنعمت بهشت، وارد مى‏سازیم. (۶۵)
و اگر آنان، تورات و انجیل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آنها نازل شده ( قرآن) برپا دارند، از آسمان و زمین، روزى خواهند خورد؛ جمعى از آنها، معتدل و میانه‏رو هستند، ولى بیشترشان اعمال بدى انجام مى‏دهند. (۶۶)
اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکنى، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد؛ و خداوند، جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمى‏کند. (۶۷)
اى اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحى ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولى آنچه بر تو از سوى پروردگارت نازل شده، (نه تنها مایه بیدارى آنها نمى‏گردد، بلکه) بر طغیان و کفر بسیارى از آنها مى‏افزاید. بنابر این، از این قوم کافر، (و مخالفت آنها،) غمگین مباش! (۶۸)
آنها که ایمان آورده‏اند، و یهود و صابئان و مسیحیان، هرگاه به خداوند یگانه و روز جزا، ایمان بیاورند، و عمل صالح انجام دهند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگین خواهند شد. (۶۹)
ما از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم؛ و رسولانى به سوى آنها فرستادیم؛ (ولى) هر زمان پیامبرى حکمى بر خلاف هوسها و دلخواه آنها مى‏آورد، عده‏اى را تکذیب مى‏کردند؛ و عده‏اى را مى‏کشتند. (۷۰)
گمان کردند مجازاتى در کار نخواهد بود! از این‏رو (از دیدن حقایق و شنیدن سخنان حق،) نابینا و کر شدند؛ سپس (بیدار گشتند، و) خداوند توبه آنها را پذیرفت، دیگربار (در خواب غفلت فرو رفتند، و) بسیارى از آنها کور و کر شدند؛ و خداوند، به آنچه انجام مى‏دهند، بیناست. (۷۱)
آنها که گفتند: «خداوند همان مسیح بن مریم است‏»، بیقین کافر شدند، (با اینکه خود) مسیح گفت: اى بنى اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید! زیرا هر کس شریکى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است؛ و جایگاه او دوزخ است؛ و ستمکاران، یار و یاورى ندارند. (۷۲)
آنها که گفتند: «خداوند، یکى از سه خداست‏» (نیز) بیقین کافر شدند؛ معبودى جز معبود یگانه نیست؛ و اگر از آنچه مى‏گویند دست بر ندارند، عذاب دردناکى به کافران آنها (که روى این عقیده ایستادگى کنند،) خواهد رسید. (۷۳)
یا به سوى خدا بازنمى‏گردند، و از او طلب آمرزش نمى‏کنند؟ (در حالى که) خداوند آمرزنده مهربان است. (۷۴)
مسیح فرزند مریم، فقط فرستاده (خدا) بود؛ پیش از وى نیز، فرستادگان دیگرى بودند، مادرش، زن بسیار راستگویى بود؛ هر دو، غذا مى‏خوردند؛ (با این حال، چگونه دعوى الوهیت مسیح و پرستش مریم را دارید؟!) بنگر چگونه نشانه را براى آنها آشکار مى‏سازیم! سپس بنگر چگونه از حق بازگردانده مى‏شوند! (۷۵)
بگو: «آیا جز خدا چیزى را مى‏پرستید که مالک سود و زیان شما نیست؟! و خداوند، شنوا و داناست.» (۷۶)
بگو: «اى اهل کتاب! در دین خود، غلو (و زیاده روى) نکنید! و غیر از حق نگویید! و از هوسهاى جمعیتى که پیشتر گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پیروى ننمایید!» (۷۷)
کافران بنى اسرائیل، بر زبان داوود و عیسى بن مریم، لعن (و نفرین) شدند! این بخاطر آن بود که گناه کردند، و تجاوز مى‏نمودند. (۷۸)
آنها از اعمال زشتى که انجام مى‏دادند، یکدیگر را نهى نمى‏کردند؛ چه بدکارى انجام مى‏دادند! (۷۹)
بسیارى از آنها را مى‏بینى که کافران (و بت‏پرستان) را دوست مى‏دارند (و با آنها طرح دوستى مى‏ریزند)؛ نفس (سرکش) آنها، چه بد اعمالى از پیش براى (معاد) آنها فرستاد! که نتیجه آن، خشم خداوند بود؛ و در عذاب (الهى) جاودانه خواهند ماند. (۸۰)
و اگر به خدا و پیامبر (ص) و آنچه بر او نازل شده، ایمان مى‏آوردند، (هرگز) آنان ( کافران) را به دوستى اختیار نمى‏کردند؛ ولى بسیارى از آنها فاسقند. (۸۱)
بطور مسلم، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهى یافت؛ و نزدیکترین دوستان به مؤمنان را کسانى مى‏یابى که مى‏گویند: «ما نصارى هستیم‏»؛ این بخاطر آن است که در میان آنها، افرادى عالم و تارک دنیا هستند؛ و آنها (در برابر حق) تکبر نمى‏ورزند. (۸۲)
و هر زمان آیاتى را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهاى آنها را مى‏بینى که (از شوق،) اشک مى‏ریزد، بخاطر حقیقتى که دریافته‏اند؛ آنها مى‏گویند: «پروردگارا! ایمان آوردیم؛ پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس! (۸۳)
چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسیده است، ایمان نیاوریم، در حالى که آرزو داریم پروردگارمان ما را در زمره صالحان قرار دهد؟!» (۸۴)
خداوند بخاطر این سخن، به آنها باغهایى از بهشت پاداش داد که از زیر درختانش، نهرها جارى است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و این است جزاى نیکوکاران! (۸۵)
و کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، همانها اهل دوزخند. (۸۶)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! چیزهاى پاکیزه را که خداوند براى شما حلال کرده است، حرام نکنید! و از حد، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمى‏دارد. (۸۷)
و از نعمتهاى حلال و پاکیزه‏اى که خداوند به شما روزى داده است، بخورید! و از (مخالفت) خداوندى که به او ایمان دارید، بپرهیزید! (۸۸)
خداوند شما را بخاطر سوگندهاى بیهوده (و خالى از اراده،) مؤاخذه نمى‏کند؛ ولى در برابر سوگندهایى که (از روى اراده) محکم کرده‏اید، مؤاخذه مى‏نماید. کفاره این‏گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهاى معمولى است که به خانواده خود مى‏دهید؛ یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و یا آزاد کردن یک برده؛ و کسى که هیچ کدام از اینها را نیابد، سه روز روزه مى‏گیرد؛ این، کفاره سوگندهاى شماست به هنگامى که سوگند یاد مى‏کنید (و مخالفت مى‏نمایید). و سوگندهاى خود را حفظ کنید (و نشکنید!) خداوند آیات خود را این چنین براى شما بیان مى‏کند، شاید شکر او را بجا آورید! (۸۹)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! شراب و قمار و بتها و ازلام ( نوعى بخت‏آزمایى )، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دورى کنید تا رستگار شوید! (۹۰)
شیطان مى‏خواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهى اکید،) خوددارى خواهید کرد؟! (۹۱)
اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و (از مخالفت فرمان او) بترسید! و اگر روى برگردانید، (مستحق مجازات خواهید بود؛ و) بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگرى نیست (و این وظیفه را در برابر شما، انجام داده است). (۹۲)
بر کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، گناهى در آنچه خورده‏اند نیست؛ (و نسبت به نوشیدن شراب، قبل از نزول حکم تحریم، مجازات نمى‏شوند؛) اگر تقوا پیشه کنند، و ایمان بیاورند، و اعمال صالح انجام دهند؛ سپس تقوا پیشه کنند و ایمان آورند؛ سپس تقوا پیشه کنند و نیکى نمایند. و خداوند، نیکوکاران را دوست مى‏دارد. (۹۳)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! خداوند شما را به چیزى از شکار که (به نزدیکى شما مى‏آید، بطورى که) دستها و نیزه‏هایتان به آن مى‏رسد، مى‏آزماید؛ تا معلوم شود چه کسى باایمان به غیب، از خدا مى‏ترسد؛ و هر کس بعد از آن تجاوز کند، مجازات دردناکى خواهد داشت. (۹۴)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! در حال احرام، شکار نکنید، و هر کس از شما عمدا آن را به قتل برساند، باید کفاره‏اى معادل آن از چهارپایان بدهد؛ کفاره‏اى که دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصدیق کنند؛ و به صورت قربانى به (حریم) کعبه برسد؛ یا (به جاى قربانى،) اطعام مستمندان کند؛ یا معادل آن، روزه بگیرد، تا کیفر کار خود را بچشد. خداوند گذشته را عفو کرده، ولى هر کس تکرار کند، خدا از او انتقام مى‏گیرد؛ و خداوند، توانا و صاحب انتقام است. (۹۵)
صید دریا و طعام آن براى شما و کاروانیان حلال است؛ تا (در حال احرام) از آن بهره‏مند شوید؛ ولى مادام که محرم هستید، شکار صحرا براى شما حرام است؛ و از (نافرمانى) خدایى که به سوى او محشور مى‏شوید، بترسید! (۹۶)
خداوند، کعبه -بیت الحرام- را وسیله‏اى براى استوارى و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده؛ و همچنین ماه حرام، و قربانیهاى بى‏نشان، و قربانیهاى نشاندار ر؛ این‏گونه احکام (حساب شده و دقیق،) بخاطر آن است که بدانید خداوند، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، مى‏داند؛ و خدا به هر چیزى داناست. (۹۷)
بدانید خدا داراى مجازات شدید، و (در عین حال) آمرزنده و مهربان است. (۹۸)
پیامبر وظیفه‏اى جز رسانیدن پیام (الهى) ندارد؛ (و مسؤول اعمال شما نیست). و خداوند آنچه را آشکار، و آنچه را پنهان مى‏دارید مى‏داند. (۹۹)
بگو: «(هیچ‏گاه) ناپاک و پاک مساوى نیستند؛ هر چند فزونى ناپاکها، تو را به شگفتى اندازد! از (مخالفت) خدا بپرهیزید اى صاحبان خرد، شاید رستگار شوید! (۱۰۰)

 
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از چیزهایى نپرسید که اگر براى شما آشکار گردد، شما را ناراحت مى‏کند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید، براى شما آشکار مى‏شود؛ خداوند آنها را بخشیده (و نادیده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است. (۱۰۱)
جمعى از پیشینیان شما، از آن سئوال کردند؛ و سپس با آن به مخالفت برخاستند. (ممکن است شما هم چنین سرنوشتى پیدا کنید.) (۱۰۲)
خداوند هیچ‏گونه «بحیره‏» و «سائبه‏» و «وصیله‏» و «حام‏» قرار نداده است (اشاره به چهار نوع از حیوانات اهلى است که در زمان جاهلیت، استفاده از آنها را بعللى حرام مى‏دانستند؛ و این بدعت، در اسلام ممنوع شد.) ولى کسانى که کافر شدند، بر خدا دروغ مى‏بندند؛ و بیشتر آنها نمى‏فهمند! (۱۰۳)
و هنگامى که به آنها گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل کرده، و به سوى پیامبر بیایید!»، مى‏گویند: «آنچه از پدران خود یافته‏ایم، ما را بس است!»؛ آیا اگر پدران آنها چیزى نمى‏دانستند، و هدایت نیافته بودند (باز از آنها پیروى مى‏کنند)؟! (۱۰۴)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! مراقب خود باشید! اگر شما هدایت یافته‏اید، گمراهى کسانى که گمراه شده‏اند، به شما زیانى نمى‏رساند. بازگشت همه شما به سوى خداست؛ و شما را از آنچه عمل مى‏کردید، آگاه مى‏سازد. (۱۰۵)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که مرگ یکى از شما فرا رسد، در موقع وصیت باید از میان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد؛ یا اگر مسافرت کردید، و مصیبت مرگ شما فرا رسید، (و در آن جا مسلمانى نیافتید،) دو نفر از غیر خودتان را به گواهى بطلبید، و اگر به هنگام اداى شهادت، در صدق آنها شک کردید، آنها را بعد از نماز نگاه مى‏دارید تا سوگند یاد کنند که: «ما حاضر نیستیم حق را به چیزى بفروشیم، هر چند در مورد خویشاوندان ما باشد! و شهادت الهى را کتمان نمى‏کنیم، که از گناهکاران خواهیم بود!» (۱۰۶)
و اگر اطلاعى حاصل شود که آن دو، مرتکب گناهى شده‏اند (و حق راکتمان کرده‏اند)، دو نفر از کسانى که نسبت به میت، اولى هستند، به جاى آنها قرار مى‏گیرند، و به خدا سوگند یاد مى‏کنند که: «گواهى ما، از گواهى آن دو، به حق نزدیکتر است! و ما تجاوزى نکرده‏ایم؛ که اگر چنین کرده باشیم، از ظالمان خواهیم بود!» (۱۰۷)
این کار، نزدیکتر است به اینکه گواهى بحق دهند، (و از خدا بترسند،) و یا (از مردم) بترسند که (دروغشان فاش گردد، و) سوگندهایى جاى سوگندهاى آنها را بگیرد. از (مخالفت) خدا بپرهیزید، و گوش فرا دهید! و خداوند، جمعیت فاسقان را هدایت نمى‏کند. (۱۰۸)
(از) روزى (بترسید) که خداوند، پیامبران را جمع مى‏کند، و به آنها مى‏گوید: «(در برابر دعوت شما،) چه پاسخى به شما داده شد؟»، مى‏گویند: «ما چیزى نمى‏دانیم؛ تو خود، از همه اسرار نهان آگاهى.» (۱۰۹)
(به خاطر بیاور) هنگامى را که خداوند به عیسى بن مریم گفت: «یاد کن نعمتى را که به تو و مادرت بخشیدم! زمانى که تو را با» روح القدس «تقویت کردم؛ که در گاهواره و به هنگام بزرگى، با مردم سخن مى‏گفتى؛ و هنگامى که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم؛ و هنگامى که به فرمان من، از گل چیزى بصورت پرنده مى‏ساختى، و در آن مى‏دمیدى، و به فرمان من، پرنده‏اى مى‏شد؛ و کور مادرزاد، و مبتلا به بیمارى پیسى را به فرمان من، شفا مى‏دادى؛ و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده مى‏کردى؛ و هنگامى که بنى اسرائیل را از آسیب رساندن به تو، بازداشتم؛ در آن موقع که دلایل روشن براى آنها آوردى، ولى جمعى از کافران آنها گفتند: اینها جز سحر آشکار نیست!» (۱۱۰)
و (به یاد آور) زمانى را که به حواریون وحى فرستادم که: «به من و فرستاده من، ایمان بیاورید!؛  آنها گفتند: «ایمان آوردیم، و گواه باش که ما مسلمانیم!» (۱۱۱)
در آن هنگام که حواریون گفتند: «اى عیسى بن مریم! آیا پروردگارت مى‏تواند مائده‏اى از آسمان بر ما نازل کند؟» او (در پاسخ) گفت: «از خدا بپرهیزید اگر با ایمان هستید!» (۱۱۲)
گفتند: «(ما نظر بدى نداریم،) مى‏خواهیم از آن بخوریم، و دلهاى ما (به رسالت تو) مطمئن گردد؛ و بدانیم به ما راست گفته‏اى؛ و بر آن، گواه باشیم.» (۱۱۳)
عیسى بن مریم عرض کرد: «خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‏اى بر ما بفرست! تا براى اول و آخر ما، عیدى باشد، و نشانه‏اى از تو؛ و به ما روزى ده! تو بهترین روزى دهندگانى!» (۱۱۴)
خداوند (دعاى او را مستجاب کرد؛ و) فرمود: «من آن را بر شما نازل مى‏کنم؛ ولى هر کس از شما بعد از آن کافر گردد (و راه انکار پوید)، او را مجازاتى مى‏کنم که احدى از جهانیان را چنان مجازات نکرده باشم!» (۱۱۵)
و آنگاه که خداوند به عیسى بن مریم مى‏گوید: «آیا تو به مردم گفتى که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او مى‏گوید: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنى را گفته باشم، تو مى‏دانى! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهى؛ و من از آنچه در ذات (پاک) توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانیها باخبرى. (۱۱۶)
من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چیزى به آنها نگفتم؛ (به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانى که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم؛ ولى هنگامى که مرا از میانشان برگرفتى، تو خود مراقب آنها بودى؛ و تو بر هر چیز، گواهى! (۱۱۷)
(با این حال،) اگر آنها را مجازات کنى، بندگان تواند. (و قادر به فرار از مجازات تو نیستند)؛ و اگر آنان را ببخشى، توانا و حکیمى! (نه کیفر تو نشانه بى‏حکمتى است، و نه بخشش تو نشانه ضعف!)»(۱۱۸)
خداوند مى‏گوید: «امروز، روزى است که راستى راستگویان، به آنها سود مى‏بخشد؛ براى آنها باغهایى از بهشت است که نهرها از زیر (درختان) آن مى‏گذرد، و تا ابد، جاودانه در آن مى‏مانند؛ هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛ این، رستگارى بزرگ است!» (۱۱۹)
حکومت آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست، از آن خداست؛ و او بر هر چیزى تواناست. (۱۲۰)