44

ترجمه فارسی سوره توبه

در مورد سوره “توبه” بیشتر بداینم :

سوره توبه از سوره‌های مدنی قرآن کریم، نهمین سوره در ترتیب کتابت و سیزدهمین در ترتیب نزول است. این سوره را به سبب کاربرد مکرر کلمه توبه با اشتقاقات مختلف آن و احکام و دو مصداق مهم از توبه پذیری خداوند، توبه نام گذاشته‌اند. همچنین در این سوره بر برائت (بیزاری) خداوند و رسول او از مشرکان و اعمال آنان تاکید شده و بدین رو، سوره برائت برخلاف سوره‌های دیگر قرآن بدون «‌بسم الله الرحمن الرحیم‌» نازل شده است. برائت از سوره‌های طوال و کثیرالاسم است و نام‌های متعددی برای آن نقل گردیده است.

به گفته برخی مفسران حضرت علی(ع) به دستور پیامبر(ص) آیات ابتدائی این سوره را در منا به مشرکان ابلاغ کرد همچنین گفته شده است که آیه ۱۸ این سوره درباره حضرت علی(ع) و عباس بن عبدالمطلب نازل شده است. و آیه لا تحزن نیز در این سوره قرار دارد.

 

این اعلام بیزاری خدا و رسول اوست به مشرکانی که شما مسلمین با آنان عهد بسته اید(و آنان عهد شکستند).(۱)
پس به شما مشرکان تا چهار ماه دیگر مهلت داده می شود که در زمین (مکه) گردش و آسایش کنید، و بدانید که شما بر قدرت خدا غالب نخواهید شد و همانا خدا کافران را خوار و ذلیل خواهد کرد.(۲)
ودر بزرگترین روز حج (روز عرفه و روز عید که همه در مکه جمعند یا در آن روز که مومنان و مشرکان همه به مکه حاضرند) خدا و رسولش به مردم اعلام می دارند که خدا و رسول از مشرکین بیزارند. پس اگر شما مشرکان توبه کردید برایتان بسی بهتر خواهد بود، و اگر رو برگردانید بدانید که شما برنیایید، و مژده عذابی دردناک به آن کافران برسان.(۳)
مگر آن گروه از مشرکان که با آنها عهد بسته اید و هیچ عهد شما نشکستند و هیچ یک از دشمنان شما را یاری نکرده باشند، پس با آنها تا مدتی که مقرر داشته اید عهد نگاه دارید که خدا متقیان را دوست می دارد.(۴)
(اما) وقتى ماه‏هاى حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید؛ و آنها را اسیر سازید؛ و محاصره کنید؛ و در هر کمینگاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است! (۵)
و اگر یکى از مشرکان از تو پناهندگى بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهى ناآگاهند! (۶)
چگونه براى مشرکان پیمانى نزد خدا و رسول او خواهد بود (در حالى که آنها همواره آماده شکستن پیمانشان هستند)؟! مگر کسانى که نزد مسجد الحرام با آنان پیمان بستید؛ (و پیمان خود را محترم شمردند؛) تا زمانى که در برابر شما وفادار باشند، شما نیز وفادارى کنید، که خداوند پرهیزگاران را دوست دارد! (۷)
چگونه (پیمان مشرکان ارزش دارد)، در حالى که اگر بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خویشاوندى با شما را مى‏کنند، و نه پیمان را؟! شما را با زبان خود خشنود مى‏کنند، ولى دلهایشان ابا دارد؛ و بیشتر آنها فرمانبردار نیستند! (۸)
آنها آیات خدا را به بهاى کمى فروختند؛ و (مردم را) از راه او باز داشتند؛ آنها اعمال بدى انجام مى‏دادند! (۹)
(نه تنها درباره شما،) درباره هیچ فرد باایمانى رعایت خویشاوندى و پیمان را نمى‏کنند؛ و آنها همان تجاوز کارانند! (۱۰)
(ولى) اگر توبه کنند، نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، برادر دینى شما هستند؛و ما آیات خود را براى گروهى که مى‏دانند (و مى‏اندیشند)، شرح مى‏دهیم! (۱۱)
و اگر پیمانهاى خود را پس از عهد خویش بشکنند، و آیین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید؛ چرا که آنها پیمانى ندارند؛ شاید (با شدت عمل) دست بردارند! (۱۲)
آیا با گروهى که پیمانهاى خود را شکستند، و تصمیم به اخراج پیامبر گرفتند، پیکار نمى‏کنید؟ ! در حالى که آنها نخستین بار (پیکار با شما را) آغاز کردند؛ آیا از آنها مى‏ترسید؟! با اینکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مؤمن هستید! (۱۳)
با آنها پیکار کنید، که خداوند آنان را به دست شما مجازات مى‏کند؛ و آنان را رسوا مى‏سازد؛ و سینه گروهى از مؤمنان را شفا مى‏بخشد(؛ و بر قلب آنها مرهم مى‏نهد) (۱۴)
و خشم دلهاى آنان را از میان مى‏برد! و خدا توبه هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، مى‏پذیرد؛ و خداوند دانا و حکیم است. (۱۵)
آیا گمان کردید که (به حال خود) رها مى‏شوید در حالى که هنوز کسانى که از شما جهاد کردند، و غیر از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خویش انتخاب ننمودند، (از دیگران) مشخص نشده‏اند؟! (باید آزمون شوید؛ و صفوف از هم جدا گردد؛) و خداوند به آنچه عمل مى‏کنید، آگاه است! (۱۶)
مشرکان حق ندارند مساجد خدا را آباد کنند در حالى که به کفر خویش گواهى مى‏دهند! آنهااعمالشان نابود (و بى‏ارزش) شده؛ و در آتش (دوزخ)، جاودانه خواهند ماند! (۱۷)
مساجد خدا را تنها کسى آباد مى‏کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهى از هدایت‏یافتگان باشند. (۱۸)
آیا سیراب کردن حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) کسى قرار دادید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، و در راه او جهاد کرده است؟!(این دو،) نزد خدا مساوى نیستند! و خداوند گروه ظالمان را هدایت نمى‏کند! (۱۹)
آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند! (۲۰)
پروردگارشان آنها را به رحمتى از ناحیه خود، و رضایت (خویش)، و باغهایى از بهشت بشارت مى‏دهد که در آن، نعمتهاى جاودانه دارند؛ (۲۱)
همواره و تا ابد در این باغها (و در میان این نعمتها) خواهند بود؛ زیرا پاداش عظیم نزد خداوند است! (۲۲)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هرگاه پدران و برادران شما، کفر را بر ایمان ترجیح دهند، آنها را ولى (و یار و یاور و تکیه‏گاه) خود قرار ندهید! و کسانى از شما که آنان را ولى خود قرار دهند، ستمگرند! (۲۳)
بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالى که به دست آورده‏اید، و تجارتى که از کساد شدنش مى‏ترسید، و خانه هائى که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند؛ و خداوند جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمى‏کند! (۲۴)
خداوند شما را در جاهاى زیادى یارى کرد (و بر دشمن پیروز شدید)؛ و در روز حنین (نیز یارى نمود)؛ در آن هنگام که فزونى جمعیتتان شما را مغرور ساخت، ولى (این فزونى جمعیت) هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شده؛ سپس پشت (به دشمن) کرده، فرار نمودید! (۲۵)
سپس خداوند «سکینه‏» خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد؛ و لشکرهایى فرستاد که شما نمى‏دیدید؛ و کافران را مجازات کرد؛ و این است جزاى کافران! (۲۶)
سپس خداوند -بعد از آن- توبه هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، مى‏پذیرد؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است. (۲۷)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! مشرکان ناپاکند؛ پس نباید بعد از امسال، نزدیک مسجد الحرام شوند! و اگر از فقر مى‏ترسید، خداوند هرگاه بخواهد، شما را به کرمش بى‏نیاز مى‏سازد؛ (و از راه دیگر جبران مى‏کند؛) خداوند دانا و حکیم است. (۲۸)
با کسانى از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام مى‏شمرند، و نه آیین حق را مى‏پذیرند، پیکار کنید تا زمانى که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند! (۲۹)
یهود گفتند: «عزیر پسر خداست!» و نصارى کفتند: «مسیح پسر خداست!» این سخنى است که با زبان خود مى‏گویند، که همانند گفتار کافران پیشین است؛ خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف مى‏یابند؟! (۳۰)
(آنها) دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایى در برابر خدا قرار دادند، و (همچنین) مسیح فرزند مریم ر؛ در حالى که دستور نداشتند جز خداوند یکتائى را که معبودى جز او نیست، بپرستند، او پاک و منزه است از آنچه همتایش قرار مى‏دهند! (۳۱)
آنها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولى خدا جز این نمى‏خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند! (۳۲)
او کسى است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند! (۳۳)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! بسیارى از دانشمندان (اهل کتاب) و راهبان، اموال مردم را بباطل مى‏خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمى‏دارند! و کسانى که طلا و نقره را گنجینه (و ذخیره و پنهان) مى‏سازند، و در راه خدا انفاق نمى‏کنند، به مجازات دردناکى بشارت ده! (۳۴)
در آن روز که آن را در آتش جهنم، گرم و سوزان کرده، و با آن صورتها و پهلوها و پشتهایشان را داغ مى‏کنند؛ (و به آنها مى‏گویند): این همان چیزى است که براى خود اندوختید (و گنجینه ساختید)! پس بچشید چیزى را که براى خود مى‏اندوختید! (۳۵)
تعداد ماه‏ها نزد خداوند در کتاب الهى، ا آن روز که آسمانها و زمین را آفریده، دوازده ماه است؛ که چهار ماه از آن، ماه حرام است؛ (و جنگ در آن ممنوع مى‏باشد.) این، آیین ثابت و پابرجا(ى الهى) است! بنابر این، در این ماه‏ها به خود ستم نکنید (و از هرگونه خونریزى بپرهیزید)! و (به هنگام نبرد) با مشرکان، دسته جمعى پیکار کنید، همان گونه که آنها دسته جمعى با شما پیکار مى‏کنند؛ و بدانید خداوند با پرهیزگاران است! (۳۶)
نسى‏ء ( جا به جا کردن و تاخیر ماه‏هاى حرام)، افزایشى در کفر (مشرکان)است؛ که با آن، کافران گمراه مى‏شوند؛ یک سال، آن را حلال، و سال دیگر آن را حرام مى کنند، تا به مقدار ماه‏هایى که خداوند تحریم کرده بشود (و عدد چهار ماه، به پندارشان تکمیل گردد)؛ و به این ترتیب، آنچه را خدا حرام کرده، حلال بشمرند. اعمال زشتشان در نظرشان زیبا جلوه داده شده؛ و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمى‏کند! (۳۷)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! چرا هنگامى که به شما گفته مى‏شود: «به سوى جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینى مى‏کنید (و سستى به خرج مى‏دهید)؟! آیا به زندگى دنیا به جاى آخرت راضى شده‏اید؟! با اینکه متاع زندگى دنیا، در برابر آخرت، جز اندکى نیست! (۳۸)
اگر (به سوى میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکى مى‏کند، و گروه دیگرى غیر از شما را به جاى شما قرارمى‏دهد؛ و هیچ زیانى به او نمى‏رسانید؛ و خداوند بر هر چیزى تواناست! (۳۹)
اگر او را یارى نکنید، خداوند او را یارى کرد؛ (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت؛) آن هنگام که کافران او را (از مکه) بیرون کردند، در حالى که دومین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود مى‏گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایى که مشاهده نمى‏کردید، او را تقویت نمود؛ و گفتار (و هدف) کافران را پایین قرار داد، (و آنها را با شکست مواجه ساخت؛) و سخن خدا (و آیین او)، بالا (و پیروز)است؛ و خداوند عزیز و حکیم است! (۴۰)
(همگى به سوى میدان جهاد) حرکت کنید؛ سبکبار باشید یا سنگین بار! و با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نمایید؛ این براى شما بهتر است اگر بدانید! (۴۱)
(اما گروهى از آنها، چنانند که) اگر غنایمى نزدیک (و در دسترس)، و سفرى آسان باشد، (به طمع دنیا) از تو پیروى مى‏کنند؛ ولى (اکنون که براى میدان تبوک،) راه بر آنها دور (و پر مشقت) است، (سرباز مى‏زنند؛) و بزودى به خدا سوگند یاد مى‏کنند که: «اگر توانایى داشتیم، همراه شما حرکت مى‏کردیم!» (آنها با این اعمال و این دروغها، در واقع) خود را هلاک مى‏کنند؛ و خداوند مى‏داند آنها دروغگو هستند! (۴۲)
خداوند تو را بخشید؛ چرا پیش از آنکه راستگویان و دروغگویان را بشناسى، به آنها اجازه دادى؟! (خوب بود صبر مى‏کردى، تا هر دو گروه خود را نشان دهند!) (۴۳)
آنها که به خدا و روز جزا ایمان دارند، هیچ گاه براى ترک جهاد (در راه خدا) با اموال و جانهایشان، از تو اجازه نمى‏گیرند؛ و خداوند پرهیزگاران را مى‏شناسد. (۴۴)
تنها کسانى از تو اجازه (این کار را) مى‏گیرند که به خدا و روز جزا ایمان ندارند، و دلهایشان با شک و تردید آمیخته است؛ آنها در تردید خود سرگردانند. (۴۵)
اگر آنها (راست مى‏گفتند، و) اراده داشتند که (بسوى میدان جهاد) خارج شوند، وسیله‏اى براى آن فراهم مى‏ساختند! ولى خدا از حرکت آنها کراهت داشت؛ از این رو (توفیقش را از آنان سلب کرد؛ و) آنها را (از جهاد) باز داشت؛ و به آنان گفته شد: «با «قاعدین‏» ( کودکان و پیران و بیماران) بنشینید!» (۴۶)
اگر آنها همراه شما (بسوى میدان جهاد) خارج مى‏شدند، جز اضطراب و تردید، چیزى بر شما نمى‏افزودند؛ و بسرعت در بین شما به فتنه‏انگیزى (و ایجاد تفرقه و نفاق) مى‏پرداختند؛ و در میان شما، افرادى (سست و ضعیف) هستند که به سخنان آنها کاملا گوش فرامى‏دهند؛ و خداوند، ظالمان را مى‏شناسد. (۴۷)
آنها پیش از این (نیز) در پى فتنه‏انگیزى بودند، و کارها را بر تو دگرگون ساختند (و به هم ریختند)؛ تا آن که حق فرا رسید، و فرمان خدا آشکار گشت (و پیروز شدید)، در حالى که آنها کراهت داشتند. (۴۸)
بعضى از آنها مى‏گویند: «به ما اجازه ده (تا در جهاد شرکت نکنیم)، و ما را به گناه نیفکن‏»! آگاه باشید آنها (هم اکنون) در گناه سقوط کرده‏اند؛ و جهنم، کافران را احاطه کرده است! (۴۹)
هرگاه نیکى به تو رسد، آنها را ناراحت مى‏کند؛ و اگر مصیبتى به تو رسد، مى‏گویند: «ما تصمیم خود را از پیش گرفته‏ایم.» و بازمى‏گردند در حالى که خوشحالند! (۵۰)
بگو: «هیچ حادثه‏اى براى ما رخ نمى‏دهد، مگر آنچه خداوند براى ما نوشته و مقرر داشته است؛ او مولا (و سرپرست) ماست؛ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند!» (۵۱)
بگو: «آیا درباره ما، جز یکى از دو نیکى را انتظار دارید؟!(: یا پیروزى یا شهادت) ولى ما انتظار داریم که خداوند، عذابى از سوى خودش (در آن جهان) به شما برساند، یا (در این جهان) به دست ما (مجازات شوید) اکنون که چنین است، شما انتظار بکشید، ما هم با شما انتظار مى‏کشیم!» (۵۲)
بگو: «انفاق کنید؛ خواه از روى میل باشد یا اکراه، هرگز از شما پذیرفته نمى‏شود؛ چرا که شما قوم فاسقى بودید!» (۵۳)
هیچ چیز مانع قبول انفاقهاى آنها نشد، جز اینکه آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز بجا نمى‏آورند جز با کسالت، و انفاق نمى‏کنند مگر با کراهت! (۵۴)
و (فزونى) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتى فرو نبرد؛ خدا مى‏خواهد آنان را به وسیله آن، در زندگى دنیا عذاب کند، و در حال کفر بمیرند! (۵۵)
آنها به خدا سوگند مى‏خورند که از شما هستند، در حالى که از شما نیستند؛ ولى آنها گروهى هستند که مى‏ترسند (و به خاطر ترس از فاش شدن اسرارشان دروغ مى‏گویند)! (۵۶)
اگر پناهگاه یا غارها یا راهى در زیر زمین بیابند، بسوى آن حرکت مى‏کنند، و با سرعت و شتاب فرار مى‏کنند. (۵۷)
و در میان آنها کسانى هستند که در (تقسیم) غنایم به تو خرده میگیرند؛ اگر از آن (غنایم، سهمى) به آنها داده شود، راضى مى‏شوند؛ و اگر داده نشود، خشم مى‏گیرند (؛خواه حق آنها باشد یا نه)! (۵۸)
(در حالى که) اگر به آنچه خدا و پیامبرش به آنان داده راضى باشند، و بگویند: «خداوند براى ما کافى است! و بزودى خدا و رسولش، از فضل خود به ما مى‏بخشند؛ ما تنها رضاى او را مى‏طلبیم. » (براى آنها بهتر است)! (۵۹)
زکاتها مخصوص فقرا و مساکین و کارکنانى است که براى (جمع آورى) آن زحمت مى‏کشند، و کسانى که براى جلب محبتشان اقدام مى‏شود، و براى (آزادى) بردگان، و (اداى دین) بدهکاران، و در راه (تقویت آیین) خدا، و واماندگان در راه؛ این، یک فریضه (مهم) الهى است؛ و خداوند دانا و حکیم است! (۶۰)
از آنها کسانى هستند که پیامبر را آزار مى‏دهند و مى‏گویند: «او آدم خوش‏باورى است!» بگو: «خوش‏باور بودن او به نفع شماست! (ولى بدانید) او به خدا ایمان دارد؛ و (تنها) مؤمنان را تصدیق مى‏کند؛ و رحمت است براى کسانى از شما که ایمان آورده‏اند!» و آنها که رسول خدا را آزار مى‏دهند، عذاب دردناکى دارند! (۶۱)
آنها براى شما به خدا سوگند یاد مى‏کنند، تا شما را راضى سازند؛ در حالى که شایسته‏تر این است که خدا و رسولش را راضى کنند، اگر ایمان دارند! (۶۲)
آیا نمى‏دانند هر کس با خدا و رسولش دشمنى کند، براى او آتش دوزخ است؛ جاودانه در آن مى‏ماند؟! این، همان رسوایى بزرگ است! (۶۳)
منافقان از آن بیم دارند که سوره‏اى بر ضد آنان نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد. بگو: «استهزا کنید! خداوند، آنچه را از آن بیم دارید، آشکار مى‏سازد!» (۶۴)
و اگر از آنها بپرسى(: «چرا این اعمال خلاف را انجام دادید؟!»)، مى‏گویند: «ما بازى و شوخى مى‏کردیم!» بگو:« آیا خدا و آیات او و پیامبرش را مسخره مى‏کردید؟!» (۶۵)
(بگو:) عذر خواهى نکنید (که بیهوده است؛ چرا که) شما پس از ایمان آوردن، کافر شدید! اگر گروهى از شما را (بخاطر توبه) مورد عفو قرار دهیم، گروه دیگرى را عذاب خواهیم کرد؛ زیرا مجرم بودند! (۶۶)
مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند! آنها امر به منکر، و نهى از معروف مى‏کنند؛ و دستهایشان را (از انفاق و بخشش) مى‏بندند؛ خدا را فراموش کردند، و خدا (نیز) آنها را فراموش کرد (،و رحمتش را از آنها قطع نمود)؛ به یقین، منافقان همان فاسقانند! (۶۷)
خداوند به مردان و زنان منافق و کفار، وعده آتش دوزخ داده؛ جاودانه در آن خواهند ماند -همان براى آنها کافى است!- و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته؛ و عذاب همیشگى براى آنهاست! (۶۸)
(شما منافقان،) همانند کسانى هستید که قبل از شما بودند (و راه نفاق پیمودند؛ بلکه) آنها از شما نیرومندتر، و اموال و فرزندانشان بیشتر بود! آنها از بهره خود (از مواهب الهى در راه گناه و هوس) استفاده کردند؛ شما نیز از بهره خود، (در این راه) استفاده کردید، همان گونه که آنها استفاده کردند؛ شما (در کفر و نفاق و استهزاى مؤمنان) فرو رفتید، همان گونه که آنها فرو رفتند؛ (ولى سرانجام) اعمالشان در دنیا و آخرت نابود شد؛ و آنها همان زیانکارانند! (۶۹)
آیا خبر کسانى که پیش از آنها بودند، به آنان نرسیده است؟! «قوم نوح‏» و «عاد» و «ثمود» و «قوم ابراهیم‏» و «اصحاب مدین‏» ( قوم شعیب) و «شهرهاى زیر و رو شده‏» ( قوم لوط)؛ پیامبرانشان دلایل روشن براى آنان آوردند، (ولى نپذیرفتند؛) خداوند به آنها ستم نکرد، اما خودشان بر خویشتن ستم مى‏کردند! (۷۰)
مردان و زنان باایمان، ولى (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهى از منکر مى‏کنند؛ نماز را برپا مى‏دارند؛ و زکات را مى‏پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مى‏کنند؛ بزودى خدا آنان را مورد رحمت خویش قرارمى‏دهد؛ خداوند توانا و حکیم است! (۷۱)
خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایى از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جارى است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‏هاى پاکیزه‏اى در بهشتهاى جاودان (نصیب آنها ساخته)؛ و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اینها) برتر است؛ و پیروزى بزرگ، همین است! (۷۲)
اى پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آنها سخت بگیر! جایگاهشان جهنم است؛ و چه بد سرنوشتى دارند! (۷۳)
به خدا سوگند مى‏خورند که (در غیاب پیامبر، سخنان نادرست) نگفته‏اند؛ در حالى که قطعا سخنان کفرآمیز گفته‏اند؛ و پس از اسلام‏آوردنشان، کافر شده‏اند؛ و تصمیم (به کار خطرناکى) گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام مى‏گیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بى‏نیاز ساختند! (با این حال،) اگر توبه کنند، براى آنها بهتر است؛ و اگر روى گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکى کیفر خواهد داد؛ و در سراسر زمین، نه ولى و حامى دارند، و نه یاورى! (۷۴)
بعضى از آنها با خدا پیمان بسته بودند که: «اگر خداوند ما را از فضل خود روزى دهد، قطعا صدقه خواهیم داد؛ و از صالحان (و شاکران) خواهیم بود!» (۷۵)
اما هنگامى که خدا از فضل خود به آنها بخشید، بخل ورزیدند و سرپیچى کردند و روى برتافتند! (۷۶)
این عمل، (روح) نفاق را، تا روزى که خدا را ملاقات کنند، در دلهایشان برقرار ساخت. این بخاطر آن است که از پیمان الهى تخلف جستند؛ و بخاطر آن است که دروغ مى‏گفتند. (۷۷)
آیا نمى‏دانستند که خداوند، اسرار و سخنان درگوشى آنها را مى‏داند؛ و خداوند داناى همه غیبها (و امور پنهانى) است؟! (۷۸)
آنهایى که از مؤمنان اطاعت کار، در صدقاتشان عیبجویى مى‏کنند، و کسانى را که (براى انفاق در راه خدا) جز به مقدار (ناچیز) توانائى خود دسترسى ندارند، مسخره مى‏نمایند، خدا آنها را مسخره مى‏کند؛ (و کیفر استهزاکنندگان را به آنها مى‏دهد؛) و براى آنها عذاب دردناکى است! (۷۹)
چه براى آنها استغفار کنى، و چه نکنى، (حتى) اگر هفتاد بار براى آنها استغفار کنى، هرگز خدا آنها را نمى‏آمرزد! چرا که خدا و پیامبرش را انکار کردند؛ و خداوند جمعیت فاسقان را هدایت نمى‏کند! (۸۰)
تخلف‏جویان (از جنگ تبوک،) از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند؛ و کراهت داشتند که با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد کنند؛ و (به یکدیگر و به مؤمنان) گفتند: «در این گرما، (بسوى میدان) حرکت نکنید!» (به آنان) بگو: «آتش دوزخ از این هم گرمتر است!» اگر مى‏دانستند! (۸۱)
از این‏رو آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند! (چرا که آتش جهنم در انتظارشان است) این، جزاى کارهایى است که انجام مى‏دادند! (۸۲)
هرگاه خداوند تو را بسوى گروهى از آنان بازگرداند، و از تو اجازه خروج (بسوى میدان جهاد) بخواهند، بگو: «هیچ گاه با من خارج نخواهید شد! و هرگز همراه من، با دشمنى نخواهید جنگید! شما نخستین بار به کناره‏گیرى راضى شدید، اکنون نیز با متخلفان بمانید!» (۸۳)
هرگز بر مرده هیچ یک از آنان، نماز نخوان! و بر کنار قبرش، (براى دعا و طلب آمرزش،) نایست! چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند؛ و در حالى که فاسق بودند از دنیا رفتند! (۸۴)
مبادا اموال و فرزندانشان، مایه شگفتى تو گردد! (این براى آنها نعمت نیست؛ بلکه) خدا مى‏خواهد آنها را به این وسیله در دنیا عذاب کند، و جانشان برآید در حالى که کافرند! (۸۵)
و هنگامى که سوره‏اى نازل شود (و به آنان دستور دهد) که: «به خدا ایمان بیاورید! و همراه پیامبرش جهاد کنید!»، افرادى از آنها ( گروه منافقان) که توانایى دارند، از تو اجازه مى‏خواهند و مى‏گویند: «بگذار ما با قاعدین ( آنها که از جهاد معافند) باشیم!» (۸۶)
(آرى،) آنها راضى شدند که با متخلفان باشند؛ و بر دلهایشان مهر نهاده شده؛ از این رو (چیزى) نمى‏فهمند! (۸۷)
ولى پیامبر و کسانى که با او ایمان آوردند، با اموال و جانهایشان جهاد کردند؛ و همه نیکیها براى آنهاست؛ و آنها همان رستگارانند! (۸۸)
خداوند براى آنها باغهایى از بهشت فراهم ساخته که نهرها از زیر درختانش جارى است؛ جاودانه در آن خواهند بود؛ و این است رستگارى (و پیروزى) بزرگ! (۸۹)
و عذرآورندگان از اعراب، (نزد تو) آمدند که به آنها اجازه (عدم شرکت در جهاد) داده شود؛ و آنها که به خدا و پیامبرش دروغ گفتند، (بدون هیچ عذرى در خانه خود) نشستند؛ بزودى به کسانى از آنها که مخالفت کردند (و معذور نبودند)، عذاب دردناکى خواهد رسید! (۹۰)
بر ضعیفان و بیماران و آنها که وسیله‏اى براى انفاق (در راه جهاد) ندارند، ایرادى نیست (که در میدان جنگ شرکت نجویند،) هرگاه براى خدا و رسولش خیرخواهى کنند (؛و از آنچه در توان دارند، مضایقه ننمایند). بر نیکوکاران راه مؤاخذه نیست؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است! (۹۱)
و (نیز) ایرادى نیست بر آنها که وقتى نزد تو آمدند که آنان را بر مرکبى (براى جهاد) سوار کنى، گفتى: «مرکبى که شما را بر آن سوار کنم، ندارم!» (از نزد تو) بازگشتند در حالى که چشمانشان از اندوه اشکبار بود؛ زیرا چیزى نداشتند که در راه خدا انفاق کنند (و با آن به میدان بروند) (۹۲)
راه مؤاخذه تنها به روى کسانى باز است که از تو اجازه مى‏خواهند در حالى که توانگرند؛ (و امکانات کافى براى جهاد دارند؛) آنها راضى شدند که با متخلفان ( زنان و کودکان و بیماران) بمانند؛ و خداوند بر دلهایشان مهر نهاده؛ به همین جهت چیزى نمى‏دانند! (۹۳)
هنگامى که بسوى آنها (که از جهاد تخلف کردند) باز گردید، از شما عذرخواهى مى‏کنند؛ بگو: «عذرخواهى نکنید، ما هرگز به شما ایمان نخواهیم آورد! چرا که خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته؛ و خدا و رسولش، اعمال شما را مى‏بینند؛ سپس به سوى کسى که داناى پنهان و آشکار است بازگشت داده مى‏شوید؛ و او شما را به آنچه انجام مى‏دادید، آگاه مى‏کند (و جزا مى‏دهد!) » (۹۴)
هنگامى که بسوى آنان بازگردید، براى شما به خدا سوگند یاد مى‏کنند، تا از آنها اعراض (و صرف نظر) کنید؛ از آنها اعراض کنید (و روى بگردانید)؛ چرا که پلیدند! و جایگاهشان دوزخ است، بکیفر اعمالى که انجام مى‏دادند. (۹۵)
براى شما قسم یاد مى‏کنند تا از آنها راضى شوید؛ اگر شما از آنها راضى شوید، خداوند (هرگز) از جمعیت فاسقان راضى نخواهد شد! (۹۶)
بادیه‏نشینان عرب، کفر و نفاقشان شدیدتر است؛ و به ناآگاهى از حدود و احکامى که خدا بر پیامبرش نازل کرده، سزاوارترند؛ و خداوند دانا و حکیم است! (۹۷)
گروهى از (این) اعراب بادیه‏نشین، چیزى را که (در راه خدا) انفاق مى‏کنند،غرامت محسوب مى‏دارند؛ و انتظار حوادث دردناکى براى شما مى‏کشند؛ حوادث دردناک براى خود آنهاست؛ و خداوند شنوا و داناست! (۹۸)
گروهى (دیگر) از عربهاى بادیه‏نشین، به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند؛ و آنچه را انفاق مى‏کنند، مایه تقرب به خدا، و دعاى پیامبر مى‏دانند؛ آگاه باشید اینها مایه تقرب آنهاست! خداوند بزودى آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت؛ به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است! (۹۹)
پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانى که به نیکى از آنها پیروى کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نیز) از او خشنود شدند؛ و باغهایى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جارى است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و این است پیروزى بزرگ! (۱۰۰)
و از (میان) اعراب بادیه‏نشین که اطراف شما هستند، جمعى منافقند؛ و از اهل مدینه (نیز)، گروهى سخت به نفاق پاى بندند. تو آنها را نمى‏شناسى، ولى ما آنها را مى شناسیم. بزودى آنها را دو بار مجازات مى‏کنیم (:مجازاتى با رسوایى در دنیا، و مجازاتى به هنگام مرگ)؛ سپس بسوى مجازات بزرگى (در قیامت)فرستاده مى‏شوند. (۱۰۱)
و گروهى دیگر، به گناهان خود اعتراف کردند؛ و کار خوب و بد را به هم آمیختند؛ امید مى‏رود که خداوند توبه آنها را بپذیرد؛ به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است! (۱۰۲)
از اموال آنها صدقه‏اى (بعنوان زکات) بگیر، تا بوسیله آن، آنها را پاک سازى و پرورش دهى! و (به هنگام گرفتن زکات،) به آنها دعا کن؛ که دعاى تو، مایه آرامش آنهاست؛ و خداوند شنوا و داناست! (۱۰۳)
آیا نمى‏دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش مى‏پذیرد، و صدقات را مى‏گیرد، و خداوند توبه‏پذیر و مهربان است؟! (۱۰۴)
بگو: «عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مى‏بینند! و بزودى، بسوى داناى نهان و آشکار، بازگردانده مى‏شوید؛ و شما را به آنچه عمل مى‏کردید، خبر مى‏دهد!» (۱۰۵)
و گروهى دیگر، به فرمان خدا واگذار شده‏اند (و کارشان با خداست)؛ یا آنها را مجازات مى‏کند، و یا توبه آنان را مى‏پذیرد (،هر طور که شایسته باشند)؛ و خداوند دانا و حکیم است! (۱۰۶)
(گروهى دیگر از آنها) کسانى هستند که مسجدى ساختند براى زیان (به مسلمانان)، و (تقویت) کفر، و تفرقه‏افکنى میان مؤمنان، و کمینگاه براى کسى که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود؛ آنها سوگند یاد مى‏کنند که: «جز نیکى (و خدمت)، نظرى نداشته‏ایم!» اما خداوند گواهى مى‏دهد که آنها دروغگو هستند! (۱۰۷)
هرگز در آن (مسجد به عبادت) نایست! آن مسجدى که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، شایسته‏تر است که در آن (به عبادت) بایستى؛ در آن، مردانى هستند که دوست مى‏دارند پاکیزه باشند؛ و خداوند پاکیزگان را دوست دارد! (۱۰۸)
آیا کسى که شالوده آن را بر تقواى الهى و خشنودى او بنا کرده بهتر است،یا کسى که اساس آن را بر کنار پرتگاه سستى بنا نموده که ناگهان در آتش دوزخ فرومى‏ریزد؟ و خداوند گروه ستمگران را هدایت نمى‏کند! (۱۰۹)
(اما) این بنایى را که آنها ساختند، همواره بصورت یک وسیله شک و تردید،در دلهایشان باقى مى‏ماند؛ مگر اینکه دلهایشان پاره پاره شود (و بمیرند؛ وگرنه، هرگز از دل آنها بیرون نمى‏رود)؛ و خداوند دانا و حکیم است! (۱۱۰)
خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریدارى کرده، که (در برابرش) بهشت براى آنان باشد؛ (به این گونه که:) در راه خدا پیکار مى‏کنند، مى‏کشند و کشته مى‏شوند؛ این وعده حقى است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده؛ و چه کسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدى که با خدا کرده‏اید؛ و این است آن پیروزى بزرگ! (۱۱۱)
توبه‏کنندگان، عبادت کاران، سپاسگویان، سیاحت کنندگان، رکوع کنندگان، سجده‏آوران، آمران به معروف، نهى کنندگان از منکر، و حافظان حدود (و مرزهاى)الهى، (مؤمنان حقیقى‏اند) ؛ و بشارت ده به (اینچنین) مؤمنان! (۱۱۲)
براى پیامبر و مؤمنان، شایسته نبود که براى مشرکان (از خداوند) طلب آمرزش کنند، هر چند از نزدیکانشان باشند؛ (آن هم) پس از آنکه بر آنها روشن شد که این گروه، اهل دوزخند! (۱۱۳)
و استغفار ابراهیم براى پدرش ( عمویش آزر)، فقط بخاطر وعده‏اى بود که به او داده بود (تا وى را بسوى ایمان جذب کند)؛ اما هنگامى که براى او روشن شد که وى دشمن خداست، از او بیزارى جست؛ به یقین، ابراهیم مهربان و بردبار بود! (۱۱۴)
چنان نبود که خداوند قومى را، پس از آن که آنها را هدایت کرد (و ایمان آوردند) گمراه (و مجازات) کند؛ مگر آنکه امورى را که باید از آن بپرهیزند، براى آنان بیان نماید (و آنها مخالفت کنند)؛ زیرا خداوند به هر چیزى داناست! (۱۱۵)
حکومت آسمانها و زمین تنها از آن خداست؛ زنده مى‏کند و مى‏میراند؛ و جز خدا، ولى و یاورى ندارید! (۱۱۶)
مسلما خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار، که در زمان عسرت و شدت (در جنگ تبوک) از او پیروى کردند، نمود؛ بعد از آنکه نزدیک بود دلهاى گروهى از آنها، از حق منحرف شود (و از میدان جنگ بازگردند)؛ سپس خدا توبه آنها را پذیرفت، که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است! (۱۱۷)
(همچنین) آن سه نفر که (از شرکت در جنگ تبوک) تخلف جستند، (و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند،) تا آن حد که زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ شد؛ (حتى) در وجود خویش، جایى براى خود نمى‏یافتند؛ (در آن هنگام) دانستند پناهگاهى از خدا جز بسوى او نیست؛ سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، (و به آنان توفیق داد) تا توبه کنند؛ خداوند بسیار توبه‏پذیر و مهربان است! (۱۱۸)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید! (۱۱۹)
سزاوار نیست که اهل مدینه، و بادیه‏نشینانى که اطراف آنها هستند، از رسول خدا تخلف جویند؛ و براى حفظ جان خویش، از جان او چشم بپوشند! این بخاطر آن است که هیچ تشنگى و خستگى، و گرسنگى در راه خدا به آنها نمى‏رسد و هیچ گامى که موجب خشم کافران مى‏شود برنمى‏دارند، و ضربه‏اى از دشمن نمى‏خورند، مگر اینکه به خاطر آن، عمل صالحى براى آنها نوشته مى‏شود؛ زیرا خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمى‏کند! (۱۲۰)
و هیچ مال کوچک یا بزرگى را (در این راه) انفاق نمى‏کنند، و هیچ سرزمینى را (بسوى میدان جهاد و یا در بازگشت) نمى‏پیمایند، مگر اینکه براى آنها نوشته مى‏شود؛ تا خداوند آن را بعنوان بهترین اعمالشان، پاداش دهد. (۱۲۱)
شایسته نیست مؤمنان همگى (بسوى میدان جهاد) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهى از آنان، طایفه‏اى کوچ نمى‏کند (و طایفه‏اى در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهى یابند و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى کنند! (۱۲۲)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! با کافرانى که به شما نزدیکترند، پیکار کنید! (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزدیک غافل نکند!) آنها باید در شما شدت و خشونت (و قدرت) احساس کنند؛ و بدانید خداوند با پرهیزگاران است! (۱۲۳)
و هنگامى که سوره‏اى نازل مى‏شود، بعضى از آنان (به دیگران) مى‏گویند: «این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزون ساخت؟!» (به آنها بگو:) اما کسانى که ایمان آورده‏اند، بر ایمانشان افزوده؛ و آنها (به فضل و رحمت الهى) خوشحالند. (۱۲۴)
و اما آنها که در دلهایشان بیمارى است، پلیدى بر پلیدیشان افزوده؛ و از دنیا رفتند در حالى که کافر بودند. (۱۲۵)
آیا آنها نمى‏بینند که در هر سال، یک یا دو بار آزمایش مى‏شوند؟! باز توبه نمى‏کنند، و متذکر هم نمى‏گردند! (۱۲۶)
و هنگامى که سوره‏اى نازل مى‏شود، بعضى از آنها ( منافقان) به یکدیگر نگاه مى‏کنند و مى‏گویند: «آیا کسى شما را مى‏بیند؟ (اگر از حضور پیامبر بیرون رویم، کسى متوجه ما نمى‏شود! )» سپس منصرف مى‏شوند (و بیرون مى‏روند)؛ خداوند دلهایشان را (از حق) منصرف ساخته؛ چرا که آنها، گروهى هستند که نمى‏فهمند (و بى‏دانشند)! (۱۲۷)
به یقین، رسولى از خود شما بسویتان آمد که رنجهاى شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! (۱۲۸)
اگر آنها (از حق) روى بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا کفایت مى‏کند؛ هیچ معبودى جز او نیست؛ بر او توکل کردم؛ و او صاحب عرش بزرگ است!» (۱۲۹)