برهه پایگاه تخصصی تشیع

78

خوشروئی در آداب معاشرت اسلامی

بخشی از اخلاق نیکو، در «خوشرویی» متجلّی است، بخشی در خوشخویی و بخشی هم در خوشگویی
شاید گیراتر از حُسن خلق، واژه ای نباشد که ترسیم کننده روحی زلال و طبعی بلند و رفتاری جاذبه دار باشد. چیزی که عنوان برجسته رفتار یک مسلمان است و معیار کمالِ ایمان یک مؤمن، آنگونه که رسول خدا(ص) نیز، به این فضیلت متعالی آراسته بود.
بخشی از اخلاق نیکو، در خوشرویی» متجلّی است، بخشی در خوشخوییو بخشی هم در خوشگویی. و چه خوش است که به این سه خوش مبارک و مقدس، بپردازیم و از آنها کلیدی برای گشودن قلعه دلها و عاملی برای تحکیم رابطه ها بسازیم.
خوشرویی
در مواجهه دو نفر با یکدیگر، پیش از هر سخن و عمل، دو صورت با هم روبه رو می شود. مواجهه دو انسان با هم و کیفیت این رویارویی چهره ها، نقش عمده در نحوه گفتار و رفتار دارد و رمز گشایش قفل دلهاست.
«خوشرویی»، هم در نگاه مطرح است، هم در لبخند. هم در گفتار آشکار می شود، هم در رفتار.
چه بسا رابطه ها و دوستیهایی که با «ترشرویی» و «اخم کردن» و «عبوس شدن» به هم خورده است. از سوی دیگر مبدأ بسیاری از آشناییها هم یک «تبسّم» بوده است.
وقتی با چهره شکفته و باز با کسی روبه رو می شوید، در واقع کلید محبت و دوستی را به دستِ او داده اید. برعکس، چهره اخمو و ابروهای گره خورده و صورتِ درهم و بسته، دریچه ارتباط و صمیمیّت را می بندد.
اگر این خوشرویی و خنده رویی با نیّت پاک و الهی انجام گیرد، علاوه بر تأثیر محبّت آفرین، «حسنه» و «عبادت» به حساب می آید.
از امام باقر(ع) سخن بیاوریم که فرمود:
تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فی وَجْهِ اخیهِ حَسَنَهٌ.(۱)
«لبخند انسان به چهره برادر دینی اش «حسنه» است!»
تبسّم، مبدأ بسیاری از آشناییها و زداینده بسیاری از غمها و کدورتهاست. شگفت از کسانی است که از این کار بی زحمت و رنج و خرج، که برکات فراوان دارد، طفره می روند و به سختی حاضرند «گُلخنده» مسرّت را بر لبان خود و چهره دیگران بیافرینند.برخورد با چهره باز با دیگران، آنان را آماده تر می سازد تا دل به دوستی با شما بسپارند. خنده رویی و بشّاش بودن، دیگران را دل و جرأت می بخشد، تا بی هیچ هراس و نگرانی، با شما باب آشنایی را باز کنند و سفره دلشان را پیشتان بگشایند.
اگر با خوشرویی، بتوانید بار سنگین غم دوستان را سبک کنید، کارتان عبادت است و اگر با یک تبسّم، بتوانید خاطری را شاد سازید، به خدا نزدیک تر شده اید. به قول حافظ:
دایم گل این بستان، شاداب نمی ماند دریاب ضعیفان را، در وقت توانایی
دریاب ضعیفان را، در وقت توانایی دریاب ضعیفان را، در وقت توانایی
غم زدایی
وقتی یک چهره گشاده و لبخند صمیمی، غمی را از دل می زداید، چرا باید از این «احسان»، دریغ کرد؟ وقتی با چهره شکفته و باز با کسی روبه رو می شوید، در واقع کلید محبت و دوستی را به دستِ او داده اید. هنرمند کسی است که بتواند غبار غم از خاطرها بزداید. بعضیها حضوری غم آفرین دارند، برخی هم محضری غم زدا. گروه اخیر، آیت لطف الهی اند که قدرشان ناشناخته است.چه بگویم؟ که غم از دل برود چون تو بیایی گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم انسانها نیازمند محبّت اند. این تشنگی، جز با ملاطفت و خوشرویی برطرف نمی شود.
اگر اولین برخورد ما با کسی، به گونه ای باشد که غم او را به شادی و نگرانی اش را به اطمینان مبدّل سازد، دریچه ای به دنیای صفا و سرور به رویش گشوده ایم. این نیز نزد خداوند، حسنه و عبادت است.
باز هم حدیثی از حضرت صادق(ع )

مَنْ اَخَذَ مِنْ وَجْهِ اَخیه المؤمِنِ قَذاهً کَتَبَ اللّه ُ لَهُ عَشْرَ حَسَناتٍ.(۲)
«کسی که از چهره برادر دینی اش، رنج و اندوهی را بزداید، خداوند به پاداش آن، ده «حسنه» در نامه اعمالش می نویسد.»

مگر این کار نیک، چه اندازه زحمت دارد؟
البته این رفتار، نوعی هنرمندی در معاشرت است، قلبی مهربان می خواهد و عاطفه ای سرشار و خصلتی نوعدوستانه. شاد کردن دیگران، چهره دیگری از همین «غمزدایی» است. گاهی با توجّهی، نگاهی، محبتی، کلامی، هدیه ای و … می توان انسانی را مسرور ساخت و در نتیجه خدا را از خود راضی ساخت.متانت در سخن و ادب در گفتار و زیبایی در کلام، خصلت پاکدلانِ بی کینه است و خلق و خوی اولیاء دین.
اخلاق آمریکایی» و «اروپایی»، تصنّعی است. اما حسن خلق و خوش برخوردی در جوامع ایمانی و اسلامی، ریشه در متن عقیده دارد و انسانها با هم یکدل و صمیمی اند، و دلسوز و رؤوف و بامحبّت!
در این زمینه، باز هم سخنی از پیشوای صادق شیعه بیاوریم که فرمود:

اَیُّما مُسْلِمٍ لَقِیَ مُسلِما فَسَرَّهُ سَرَّهُ اللّه ُ عزَّ و جَلّ(۳ )
«هر مسلمانی که با مسلمانی دیدار کند و در برخورد، او را شادمان سازد، خدای متعال نیز او را خوشحال و مسرور خواهد ساخت.»

وقتی می توان با کلماتی و چهره و برخوردی خوش و دلپذیر، خاطری را خرسند ساخت، چرا باید با گفتن کلماتی ناخوشایند و اندوه آفرین، غم بر چهره دیگری نشاند و او را به یاد روزهای تلخش انداخت و او را مأیوس و دلسرد ساخت؟هنرمند کسی است که بتواند غبار غم از خاطرها بزداید. باز به قول حضرت لسان الغیب:
پری رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند سمن بویان، غبار غم چو بنشینند، بنشانند
سمن بویان، غبار غم چو بنشینند، بنشانند سمن بویان، غبار غم چو بنشینند، بنشانند
خوشگویی
از شاخه های دیگر «حسن خلق»، که رابطه ها را استوارتر و پیوندها را صمیمی تر می سازد، گفتار دلپذیر و شادی بخش است. متانت در سخن و ادب در گفتار و زیبایی در کلام، خصلت پاکدلانِ بی کینه است و خلق و خوی اولیاء دین.ارزش انسان و جوهره وجودی اش را زبان و بیان روشن می سازد:
یکی تحقیر می کند، یکی تشویق.
یکی عیبجویی می کند، دیگری تحسین و تقدیر.
یکی ملامت می کند، دیگری پر و بال می دهد و امید می آفریند.
کدام یک خوبتر است؟
شما خودتان چگونه بیان و زبانی دارید؟
از رموز موفقیت حضرت رسول(ص) در دعوت و رسالت خویش، اخلاق نیکو و برخورد شایسته و جذّاب با مردم بود.
تلخ یا شیرین؟ گزنده یا مرهم گذارنده؟
آیا با دیگران همان گونه صحبت می کنید که دوست دارید دیگران با شما آنچنان حرف بزنند و خطاب کنند؟پذیرایی از دیگران، همیشه با غذا و میوه و شیرینی نیست.گاهی پذیرایی، با یک کلام خوب و سخن شایسته است. این اِکرام، بالاتر از تغذیه و اطعام است، چرا که گفتار شایسته و زیبا، غذای روح است.گفتن یک «آفرین»، «احسنت»، «بارک اللّه » مگر چقدر هزینه و خرج دارد؟کسانی هستند که جان می دهند، ولی حاضر نیستند یک کلام تشویق آمیز و محبّت بار بر زبان جاری کنند. بشنویم از رسول خدا(ص) که اسوه اخلاق حسنه و الگوی ادب در گفتار و رفتار است که فرموده است:

مَنْ اَکْرَمَ اَخاهُ المؤمنَ بِکلمهٍ یُلْطِفُهُ بها وَ فَرَّجَ عَنه کُرْبَتَهُ لَمْ یَزَلْ فی ظلّ اللّه ِ المَمدُودِ عَلیهِ الرّحمهُ ما کانَ فی ذلک.(۴ )
هر کس برادر باایمانش را با گفتن کلامی ملاطفت آمیز و غم زدا، مورد تکریم قرار دهد، تا وقتی او شادمان است، گوینده آن سخن همواره در سایه رحمت گسترده الهی به سر می برد.»

کلام تشویقی و آفرین و مرحبا گفتن بر عمل شایسته دیگری نیز، از این گونه صالحات است. باز هم از کلام امام صادق(ع) بشنویم:

مَنْ قالَ لِاخیهِ المُؤمِنِ «مَرْحَبا» کَتَبَ اللّه ُ لَهُ مَرْحَبا اِلی یَوْمِ القیامَهِ.(۵)
«هر کس به برادر مؤمن خود «مرحبا» بگوید، خدای متعال تا روز قیامت برای او مرحبا و آفرین می نویسد.»

غیر از پاداش الهی، تأثیرات اجتماعی «خوشگویی» در نرم ساختن دلها و جلب عاطفه ها و استوار ساختن رابطه ها مشهود است. آنکه خوش سخن باشد، از دیگران نیز کلام نیکو می شنود. «این جهان کوه است و فعل ما ندا» و البته که حرف و سخن ما هم در کوهستان زندگیها انعکاس دارد و خوبی آن به خود ما منعکس می شود.
کسی که گفتار مؤدّبانه داشته باشد، دیگران نیز با او مؤدّبانه سخن خواهند گفت. وگرنه … «کلوخ انداز را پاداش، سنگ است». از کلام مولا علی(ع) است که:
اَجْمِلوُا فِی الخِطابِ تَسْمَعوُا جَمیلَ الجَوابِ.(۶)
زیبا خطاب کنید، تا جواب زیبا بشنوید!…
کیفیّت برخورد ما با انسانهای دیگر، همان نتیجه را به ما برمی گرداند. ادب، ادب می آورد و توهین و فحش، بدزبانی و اهانت متقابل را در پی دارد.
امام صادق(ع):
«پس از عمل به واجبات الهی، محبوبترین کارها نزد خداوند، آن است که انسان اخلاقی سازگار با مردم داشته و اهل «مدارا» باشد.»
خوشخویی
از رموز موفقیت حضرت رسول(ص) در دعوت و رسالت خویش، اخلاق نیکو و برخورد شایسته و جذّاب با مردم بود. حسن خلق آن حضرت، امتیاز بارز آن مظهر رأفت و رحمت بود. با همین «اکسیر اعظم» دلها را جذب می کرد، دشمنان را دوست می ساخت، کینه ها را به مهربانی مبدّل می کرد، الفت می آفرید و پیوند می داد، دلها را با دلها، دستها را با دستها! و به همین سبب مدال «اِنَّکَ لَعَلی خُلْقٍ عَظیمٍ»(۷) از خدای عظیم دریافت کرد.کلام نرم، رفتار شایسته، گفتار مؤدّبانه و جاذبه دار، تحمل فراوان و حلم و بردباری و چهره گشاده و بشّاش، از مظاهر و جلوه های «حسن خلق» است. به تعبیر دیگر، وقتی محبّت خود را به دیگران ببخشید، در حوادث، صبور و شکیبا باشید، خشم خود را فرو خورده، خویشتن داری کنید، بدی را با خوبی پاسخ دهید و از خشونت و عصبانیّت و بدزبانی و تحقیر و توهین و تکبّر به دور باشید، دارای «حسن خلق» هستید.
اگر خداوند به صاحبان حسن خلق، پاداش جهاد و شهادت می دهد، بیجا و گزاف نیست، چرا که این هم نوعی مجاهده دارد. پیامبر اکرم(ص) برای تثبیت و گسترش همین کمالات اخلاقی و «خوشخویی» برانگیخته شد. از کلمات نورانی او است:
اِنَّ الرَّجُلَ یُدْرِکُ بِحُسْنِ خُلْقِهِ دَرَجَهَ الصّائِمِ القائِمِ.(۸)
«گاهی انسان در سایه خوشخویی، به مقام و رتبه روزه داران شب زنده دار می رسد!»
انسی که مؤمنان با یکدیگر می گیرند، بسیار قیمتی و باارزش است و این در سایه خوش اخلاقی پدید می آید که حلقه وصل انسانها به هم است. در جوامع غربی، برخوردها اگر شاد و همراه با لبخند است، آن خوشرویی ها حرکات سطحی و ظاهری است و ریشه در عمق دلها ندارد. «اخلاق آمریکایی» و «اروپایی»، تصنّعی است. اما حسن خلق و خوش برخوردی در جوامع ایمانی و اسلامی، ریشه در متن عقیده دارد و انسانها با هم یکدل و صمیمی اند، و دلسوز و رؤوف و بامحبّت!

پیامبر اکرم(ص) رابطه مؤمن با مؤمن و برخوردشان را با هم، همچون رسیدن یک تشنه به آب سرد و گوارا می داند که با آن سیرابی می شود:
اِنَّ المؤمِنَ لَیَسْکُنُ اِلَی المؤمِنِ کَما یَسْکُنُ قَلْبُ الظَّمْأنِ اِلَی الماء البارِدِ.(۹)

در کجای اخلاق غربی، این حالت یافت می شود؟در معاشرت مسلمانان با هم، باید «همدلی»، بیش از «وحدت فیزیکی» و «پیوند سطحی» حاکم باشد، تا به انس و الفتهای پایدار و رابطه های درونی بیانجامد. با سلام و مصافحه و حسن خلق و چهره باز و لبخند محبّت زا و غم زدا و برخورد نیک، این مهّم تأمین می شود. میزان اسلامی بودن اخلاق هر مسلمان را باید در نحوه معاشرتش با دیگران جستجو کرد. خوش خلقی ، دین و مرام مسلمانی است. به فرموده حضرت رسول(ص): «ایمان کسی کاملتر است که اخلاقش بهتر باشد، کسی به پیامبر شبیه تر و به او نزدیکتر است که خوش خلق تر باشد»(۱۰) و به تعبیر امام صادق(ع)
«پس از عمل به واجبات الهی، محبوبترین کارها نزد خداوند، آن است که انسان اخلاقی سازگار با مردم داشته و اهل «مدارا» باشد.»(۱۱) باری … گفتار و رفتار ما «آیینه شخصیّت» ماست، بکوشیم هر چه روشنتر و شفّاف تر باشد.
پی نوشت:
۱- اصول کافی (عربی)، ج ۲، ص ۱۸۸.
۲- همان، ص ۲۰۶.
۳- همان، ص ۱۹۲.
۴- همان، ص ۲۰۶.
۵- همان
۶- غررالحکم، ج ۱، ص ۱۳۹ (چاپ دانشگاه)
۷- سوره قلم، آیه ۴.
۸- میزان الحکمه، ج ۳، ص ۱۴۰.
۹- بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۸۰.
۱۰- میزان الحکمه، ج ۳، ص ۱۴۲.
۱۱- اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۰.
برگرفته از :
کتاب اخلاق معاشرت – جواد محدثی