برهه پایگاه تخصصی تشیع

83

می‌خواهی به حال اول بازگردی

ابى بصیر نقل کرد که گفت: رفتم خدمت حضرت باقر و حضرت صادق (ع) عرض کردم شما وارث پیغمبرید؟ فرمود آرى؟ عرض کردم پیغمبر نیز وارث تمام انبیاء بود و هر چه آنها می‌دانستند او نیز می‌دانست فرمود آرى.
عرض کردم شما می‌توانید مرده را زنده کنید و کور و پیس را شفا دهید، فرمود بلى با اجازه خدا. در این موقع به من فرمود؛ نزدیک بیا، سپس دستش را روى چشمم مالید خورشید و آسمان و زمین و هر چه در خانه بود دیدم. فرمود: مایلى همین طور چشمهایت سالم باشد، تو نیز با مردم باشى هر معامله‏اى در روز قیامت از سود و زیان با آن ها مى‏شود با تو نیز بکنند. یا مثل اول کور باشى و بهشت برین به تو ارزانى شود. عرض کردم مایلم همان طور که اول بودم باشم، باز دست بر روى چشمم کشید مثل اول شدم.

به حضرت باقر عرض شد که محمد بن مسلم مریض است، امام مقدارى آب به وسیله غلامى برایش فرستاد. غلام آب را برد به او گفت: به من دستور داده همین جا باشم تا بیاشامى و بعد با هم خدمت ایشان برسیم.
محمد بن مسلم فکر می کرد با این حالى که دارد و قدرت حرکت در او نیست چگونه می تواند برود. همین که آب را آشامید و در شکمش قرار گرفت، مثل اینکه بندها را از پایش گشادند از جاى حرکت نموده خدمت امام رسید اجازه خواست صداى امام را شنید که فرمود، خوب شدى؟ حال داخل شو.
در حالی که اشک می ریخت داخل شد، فرمود: چرا گریه می کنى؟ عرض کرد بواسطه دورى که از شما دارم و رنج و مشقتى که باید براى شما بکشم و در ضمن اینکه قدرت ندارم، زیاد خدمت شما باشم و سیر شما را ببینم.
فرمود: اما اینکه قدرت ندارى صحیح است خداوند دوستان و ارادتمندان ما را چنین قرار داده بلاء بسوى آنها بسرعت راه مى‏یابد.
و اما اینکه گفتى در فاصله دور قرار گرفته‏ اى در این دورى به حضرت اباعبدالله الحسین. شبیه‏شده‏ اى که او نیز فاصله بسیار دورى از ما قرار دارد در کنار شط فرات است (صلى الله علیه).
و اما جریان گرفتاری‌ ها که گفتى: مؤمن در این دنیا غریب است و در میان این مردم ناشناخته و بى‏ارزش است؛ تا از دنیا به جوار رحمت الهى برود. و آنچه گفتى که علاقمند هستی نزدیک ما باشى و بیشتر ما را ببینى و قدرت این کار را ندارى، این نیت بنفع تو است و بر این نیت پاداش خواهى گرفت.