92

سلطان طوس

خمره ی مِی که بجوشد اثرش بیشتر است
اشک در چشم بگردد ثمرش بیشتر است

بازکردند زبانم که بگویم رضا
پس گدا هَر چه بنالد هنرش بیشتر است

ما گداییم و به ما تجربه ثابت کرده
کوچه ی جَنبِ حرم رهگذرش بیشتر است

گرچه نا بالغم اما ، تبِ گنبد دارم
بازیِ مُرغکِ عاشق خطرش بیشتر است

شده معطوف دل عاشقم آنجایی که
چشمِ سلطان خراسان نظرش بیشتر است

92